برچسب: مدیریت

  • تغییر فرهنگ سازمانی، بعد انسانی و عوامل مهم آن

    تغییر فرهنگ سازمانی، بعد انسانی و عوامل مهم آن

    الف- ابعاد تغییر فرهنگ:

    تغییر فرهنگ سازمانی یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال حیاتی‌ترین اقدامات مدیریتی است، زیرا فرهنگ در واقع «شخصیت» سازمان است. برای درک ابعاد آن، می‌توان از مدل‌های متعددی استفاده کرد، اما به‌طور کلی تغییر فرهنگ را می‌توان در پنج بعد اصلی بررسی کرد:

     

    ۱. بعد ساختاری (Structural Dimension)

    این بعد شامل تغییر در چارچوب‌های ملموس سازمان است. فرهنگ با ساختار گره خورده است؛ اگر می‌خواهید فرهنگ «مشارکتی» را جایگزین «سلسله‌مراتب سخت» کنید، باید:

    – ساختار را تخت‌تر (Flat) کنید.
    – شرح وظایف را منعطف‌تر بنویسید.
    – سیستم‌های گزارش‌دهی را تغییر دهید تا ارتباطات راحت‌تر شود.

     

    2. بعد سیستم‌ها و فرآیندها (Systems & Processes)

    فرهنگ در تکرار رفتارها نهادینه می‌شود. برای تغییر آن باید «قوانین بازی» را تغییر داد:

    2.1. سیستم ارزیابی عملکرد:

    اگر فرهنگ «نوآوری» می‌خواهید، نباید فقط بر مبنای کاهش خطا ارزیابی کنید، بلکه باید سیستم و شاخص های ارزیابی و پاداش و تنبیه را هم تغییر دهید. باید فرایند و سازوکاری تعبیه کنید که بتوانید به «تلاش برای تجربه کردن» هم پاداش بدهید.

    2.2. فرآیندهای تصمیم‌گیری:

    آیا تصمیمات متمرکز است یا توزیع‌شده؟ تغییر این فرآیندها از متمرکز به فراگیر، فرهنگِ مسئولیت‌پذیری را تغییر می‌دهد.

     

    ۳. بعد انسانی و مدیریتی (People & Leadership)

    این حیاتی‌ترین بعد است. رفتار رهبران، «سقف فرهنگی» سازمان را تعیین می‌کند.

    3.1. الگوسازی رهبری:

    مدیران باید دقیقاً همان رفتاری را نشان دهند که سازمان به دنبال آن است.

    3.2. آموزش و توسعه:

    وقتی به دنبال تغییر در فرهنگ سازمان هستید، در چیدمان و طراحی دوره¬های آموزشی لازم است به تقویت مهارت‌های نرم مورد نیاز برای فرهنگ جدید بهای کافی بدهید.

     

    ۴. بعد پاداش و تنبیه (Incentives & Recognition)

    انسان‌ها کاری را انجام می‌دهند که برای آن پاداش می‌گیرند.

    – اگر سازمان دم از «کار تیمی» می‌زند اما پاداش‌ها فقط به «عملکرد فردی» تعلق می‌گیرد، تغییر فرهنگ شکست خواهد ‌خورد.

    – سیستم‌های پاداش باید رفتارهای جدید (مثلاً شفافیت، ریسک‌پذیری یا مشتری‌مداری) را تقویت کنند.

     

    ۵. بعد نمادین و معنایی (Symbolic Dimension)

    این بعد از تغییر فرهنگ سازمانی، به ارزش‌ها و باورهای عمیق برمی‌گردد.

    5.1. داستان‌ها و روایات:

    چه داستان‌هایی در سازمان تعریف می‌شود؟ (مثلاً داستان شکست‌های یادگیرنده به جای تنبیه).

    5.2. آداب و رسوم:

    جلسات، نحوه تعامل در فضای اداری، جشن‌ها و حتی دکوراسیون محیط کار، همگی نمادهای فرهنگ هستند. تغییر این‌ها پیام‌های قدرتمندی برای شروع تغییر به کارکنان می‌فرستد.

     

    ب- نکته کلیدی در تغییر فرهنگ:

    تغییر فرهنگ معمولاً از طریق یک «تغییر رفتارِ اجباری» (از طریق تغییر سیستم‌ها و ساختارها) شروع می‌شود و سپس به یک «باور درونی» (بعد نمادین) تبدیل می‌شود.
    بعد انسانی تغییر فرهنگ سازمانی یعنی آن بخش از تغییر که مستقیماً به افراد، رفتارشان، انگیزه‌هایشان، نگرششان و روابطشان مربوط می‌شود. اگر این بُعد درست مدیریت نشود، حتی بهترین ساختارها و سیستم‌ها هم اثر کمی خواهند داشت.

     

    پ- عوامل مهم در بعد انسانی تغییر فرهنگ

    در این بخش می خواهم به طور مبسوط تر به بعد انسانی و مدیریتی تغییر فرهنگ بپردازم و مهمترین عوامل موثر در این بعد را تشریح کنم.

    مهم‌ترین عوامل دخیل در بعد انسانی تغییر فرهنگ، عبارت‌اند از:

    1- رهبری و الگوسازی
    2- باورها و نگرش‌ها
    3- انگیزه و نیازهای فردی
    4- مقاومت در برابر تغییر
    5- مشارکت کارکنان
    6- اعتماد
    7- ارتباطات شفاف
    8- مهارت و آمادگی
    9- هویت حرفه‌ای
    10- احساس عدالت

     

    1) رهبری و الگوی رفتاری مدیران

    مهم‌ترین عامل انسانی در تغییر فرهنگ، رفتار مدیران و رهبران است.

    کارکنان بیشتر از حرف‌ها، به رفتار واقعی مدیران نگاه می کنند.

    – آیا مدیر خودش به ارزش‌های جدید پایبند است؟
    – آیا در عمل شفاف، پاسخ‌گو و محترمانه رفتار می‌کند؟
    – آیا در برابر تغییر مقاومت نشان می‌دهد یا خودش پیش‌قدم است؟

    مثال: اگر سازمان می‌خواهد فرهنگ «صداقت و شفافیت» داشته باشد، ولی مدیران اطلاعات را پنهان کنند، فرهنگ جدید شکل نمی‌گیرد.

     

    2) باورها و ذهنیت کارکنان

    فرهنگ فقط رفتار بیرونی نیست؛ به باورها و فرض‌های ذهنی افراد هم مربوط است.

    مثلاً کارکنان ممکن است به این باور رسیده باشند که:

    – «تغییر همیشه به ضرر ماست»
    – «اگر اشتباه کنیم تنبیه می‌شویم»
    – «اینجا کسی به پیشنهادهای ما توجه نمی‌کند»

    این باورها اگر اصلاح نشوند، مقاومت در برابر تغییر ادامه پیدا می‌کند.

     

    3) انگیزه و نیازهای فردی

    افراد زمانی با تغییر همراه می‌شوند که احساس کنند این تغییر:

    – برایشان معنا دارد.
    – به رشد آنها کمک می‌کند.
    – امنیت شغلی‌شان را تهدید نمی‌کند.
    – منافع شخصی یا حرفه‌ای‌شان را به خطر جدی نمی‌اندازد.

    اگر تغییر فقط از بالا تحمیل شود و نیازهای انسانی نادیده گرفته شوند، معمولاً مقاومت شکل می‌گیرد.

     

    4) مقاومت در برابر تغییر

    مقاومت یک واکنش طبیعی انسانی است، نه لزوماً یک مشکل اخلاقی.

    دلایل مقاومت می‌تواند شامل این‌ها باشد:

    – ترس از ناشناخته
    – ترس از از دست دادن قدرت یا موقعیت
    – عادت به روش‌های قدیمی
    – بی‌اعتمادی به مدیران
    – تجربه‌های بد قبلی از تغییر

    مدیریت این مقاومت یکی از کلیدی‌ترین جنبه‌های بعد انسانی است.

    5) مشارکت و درگیری ذهنی کارکنان

    هرچه کارکنان بیشتر در فرآیند تغییر مشارکت داده شوند، احتمال پذیرش بیشتر می‌شود.

    – آیا در طراحی تغییر از آنها نظرخواهی شده؟
    – آیا حس می‌کنند در تصمیم‌ها سهم دارند؟
    – آیا صرفاً اجرا کننده‌اند یا بخشی از راه‌حل؟

    مشارکت، حس مالکیت ایجاد می‌کند.

     

    6) اعتماد سازمانی

    بدون اعتماد، تغییر فرهنگ بسیار سخت می‌شود.

    اعتماد یعنی کارکنان باور داشته باشند که:

    – مدیران صادق‌اند.
    – تصمیم‌ها منصفانه‌اند.
    – تغییرات برای منافع واقعی سازمان است، نه فقط برای فشار بیشتر بر کارکنان.

    اگر اعتماد پایین باشد، حتی تغییرات مفید هم با بدبینی مواجه می‌شوند.

     

    7) ارتباطات انسانی و شفافیت

    نحوه ارتباط در سازمان بسیار مهم است.

    – آیا اطلاعات تغییر به‌موقع و روشن منتقل می‌شود؟
    – آیا مدیران فقط دستور می‌دهند یا گفت‌وگو هم می‌کنند؟
    – آیا به نگرانی‌ها گوش داده می‌شود؟

    ارتباط ضعیف، شایعه و ترس تولید می‌کند؛ ارتباط خوب، پذیرش و همراهی را افزایش می‌دهد.

     

    8) مهارت‌ها و آمادگی افراد

    گاهی مشکل فرهنگ نیست، مشکل آمادگی انسانی است.

    ممکن است کارکنان:

    – مهارت لازم برای رفتار جدید را نداشته باشند.
    – با روش‌های جدید کار آشنا نباشند.
    – آموزش کافی ندیده باشند.

    تغییر فرهنگی بدون توسعه مهارت‌ها موفقیت آمیز نخواهد بود.

     

    9) هویت فردی و حرفه‌ای

    تغییر فرهنگی ممکن است با «هویت» افراد گره بخورد.

    مثلاً اگر یک گروه سال‌ها به سبک خاصی کار کرده، تغییر آن سبک ممکن است برایشان به معنای:

    – بی‌ارزش شدن تجربه‌شان
    – زیر سؤال رفتن تخصص شان
    – از دست رفتن جایگاهشان

    باید تغییر را طوری طراحی کرد که همچنان هویت افراد محترم شمرده شود.

     

    10) احساس عدالت

    کارکنان وقتی تغییر را می‌پذیرند که آن را منصفانه بدانند.

    منصفانه بودن تغییر یعنی برقراری عدالت در:

    – شیوه توزیع فرصت‌ها
    – نحوه ارزیابی عملکرد
    – تخصیص پاداش‌ها
    – برخورد با خطاهای افراد
    – شنیده شدن صداهای مختلف

    بی‌عدالتی، یکی از سریع‌ترین عوامل تخریب فرهنگ جدید است.

     

    ت – جدول خلاصه موارد

    این جدول، چکیده‌ای از مهم‌ترین عوامل در «بعد انسانی» تغییر فرهنگ سازمانی است که برای تحلیل وضعیت موجود یا طراحی برنامه‌های مداخله‌ای بسیار کاربردی است:

     

    عامل انسانی                       محل اصلی تمرکز                                    نقش در تغییر
    رهبری و الگو سازی            رفتار مدیران در عمل                                 تبدیل ارزش از حرف به واقعیت
    اعتماد سازمانی                  سطح اطمینان کارکنان به مدیران              کاهش بدبینی و افزایش پذیرش تغییر
    باورها و ذهنیت ها               پیش فرض های ذهنی افراد                      حذف موانع ذهنی و کلیشه های قدیمی
    مشارکت و مالکیت            میزان درگیری کارکنان در تصمیمات            تبدیل «دستور از بالا» به «تعهد جمعی»
    ارتباطات شفاف                کیفیت و سرعت انتقال پیام ها                    کاهش ابهام و جلوگیری از شایعات
    مهارت و توانمندی              آمادگی فنی و نرم برای رفتارهای جدید        کاهش ترس ناشی از احساس ناتوانی در انجام کار
    عدالت و انصاف                 ادراک کارکنان از توزیع پاداش و فرصت      حفظ انگیزه و جلوگیری از خشم سازمانی
    هویت حرفه ای                   جایگاه و ارزش افراد در ساختار جدید         احترام به کسوت حرفه ای و جلوگیری از ایجاد موانع و مقاومت
    انگیزه و نیاز                        محرک های مادی و معنوی فردی                همسو کردن اهداف فردی با اهداف کلان
    مدیریت مقاومت                شناسایی و پاسخ به واکنش های دفاعی      تبدیل واکنش های منفی به فرصت یادگیری

     

    چطور از این جدول استفاده کنید؟

    اگر قصد دارید این موضوع را در سازمان خود تحلیل کنید، می‌توانید این جدول را به عنوان یک چک‌لیست ارزیابی» در نظر بگیرید و به هر کدام از این ۱۰ عامل، نمره‌ای از ۱ تا ۵ بدهید. برای هر عامل از این الگو استفاده کنید:

    نمره ۱-2: ضعف جدی (نیاز به مداخله فوری).
    نمره ۳: وضعیت متوسط (نیاز به تقویت).
    نمره ۴- ۵: نقطه قوت (می‌تواند پیشرانِ سایر تغییرات باشد).

     


    شما که حتما به ارتقاء مدیریت در کسب و کار خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • نقش و جایگاه مدیر ارتباطات داخلی در کسب و کارها

    نقش و جایگاه مدیر ارتباطات داخلی در کسب و کارها

    مقاله نوزدهمی که برای مدرسه کار و کسب عصر ایران نوشته ام «نقش و جایگاه مدیر ارتباطات داخلی در کسب و کارها» است.

    مقاله  28 اردیبهشت 1404 منتشر شده و لینک دسترسی به آن، اینجاست:

     

    لینک مقاله نوزدهم : نقش و جایگاه مدیر ارتباطات داخلی در کسب و کارها


    مقدمه:

    یک مؤلفه کلیدی در کسب و کارهای پر رونق، ارتباط قوی بین تمام سطوح کارکنان است.

    هنگامی که یک تیم اهداف و ماموریت خود را روشن کند و به طور منظم از تغییرات شرکت مطلع شود، سریعتر و با موانع کمتری به اهداف خود می رسد.

    به همین دلیل است که داشتن مدیر ارتباطات داخلی مناسب برای کسب و کارهای بزرگ و در حال رشد ضروری است.

     

    1- مدیر ارتباطات داخلی کیست؟

    مدیر ارتباطات، راهبر و سرپرست تیم‌های داخل سازمان در جریان برقراری ارتباط موثر و درست است و بر اساس همین برنامه ریزی و نظارت بر ارتباطات درونی تیم‌ها می تواند باعث ارتقای سطح عملکرد کسب و کار شود.

     

    2- چرا نقش مدیر ارتباطات مهم است؟

    کسب و کارها در مسیر رشد خود ممکن است با تجربه شکست در ارتباطات و ایجاد شکاف در اشتراک گذاری اطلاعات همراه مواجه شوند.

    برای همین است که حضور یک مدیر ارتباطات داخلی برای کسب وکارهای بزرگ و به ویژه در بازارهای رقابتی بسیار ارزشمند است که بتواند مانع از شکاف ارتباطی بین ارکان کسب و کار بشود.

     

    3- مدیر ارتباطات داخلی چه می کند؟

    یک مدیر ارتباطات داخلی با فراهم ساختن زمینه اشتراک، انتشار و باز نشر اطلاعات و تجربیات درون کسب وکار، مانع از دست رفتن این اطلاعات می شود.

    باعث ایجاد اطمینان از این مهم می شود که جریان مداوم اطلاعات در همه جای کسب وکار به خوبی انتشار می یابد تا بتواند تیم ها را متحد کرده و منجر به اتحاد و انسجام بیشتر در سراسر کسب و کار شود.

     

    4- جایگاه و نقش مدیر ارتباطات درونی

    آنچه در این بخش می آید، هم تبیین گر نقش و جایگاه مدیر ارتباطات داخلی است، هم راهنمایی است برای انتخاب شخصی مناسب این جایگاه.

     

    4-1- همکاری نزدیک با رهبران ارشد.

    مدیر ارتباطات درونی، با رهبران سطوح بالا از جمله مدیران میانی و ارشد برای ارائه گزارش ارتباطات داخلی ارتباط در ارتباط است.

     

    4-2- توسعه و ارائه راهبردهای ارتباطات داخلی مؤثر.

    او تلاش می کند نشان دهنده این واقعیت باشد که به خوبی به مشاهده ارتباطات داخلی تیم ها می پردازد و ارائه دهنده راه حل های کلیدی لازم است.

     

    4-3- همکاری مستقیم و از نزدیک با تمام تیم‌ها.

    مدیر ارتباطات داخلی مشوق مشارکت کارکنان در قالب تیم های کاری جهت افزایش اشتراک گذاری اطلاعات درون کسب و کار است.

     

    4-4- ارزیابی فعالیت تیم ها.

    او با هدف اطلاع از میزان موفقیت در توسعه ارتباطات آتی، تیم های کاری درونی را ارزیابی می نماید.

     

    4-5- ارائه مشاوره به همکاران در سراسر سازمان.

    پس از انجام ارزیابی، مدیر ارتباطات داخلی برای بهبود ارتباطات داخلی در خصوص برنامه ریزی، شناخت و تحلیل مخاطبان، استفاده از کانال ها و ابزارها و نیز نحوه پیام رسانی و بازخورد گیری صحیح به همکاران مشاوره می دهد.

     

    4-6- کمک به تهیه و مدیریت بودجه برای تیم ارتباطات داخلی.

    فراهم ساختن سازوکارها و آموزش نحوه درست شکل دهی و برقراری ارتباط، مانند هر فعالیت دیگری نیازمند تامین و تخصیص بودجه است. مدیر ارتباطات داخلی در این خصوص ایفای نقش می کند.

     

    4-7- برنامه ریزی برای یکپارچگی فعالیت های بین تیم‌ها.

    یک آسیب بالقوه در برقراری ارتباط این است که تیم ها غیر همسو و غیر یکپارچه فعالیت کنند. فعالیت زیادی هم داشته باشند، موفیت حاصل نخواهد شد.

    نظم دهی و همسوسازی فعالیت تیم ها با برنامه ریزی و سپس نظارت مدیر ارتباطات داخلی حاصل خواهد شد.

     

    4-8- ارتقاء تیم ها و حمایت از تمام ارکان کسب و کار.

    در مجموع سازمان دهی، بسترسازی، فراهم نمودن ابزارها و کانال ها و بودجه و بقیه امور مدیریتی که به رشد منسجم تیم ها و نهایتا تمام کسب و کار منجر می شود بر عهده کسی نیست جز مدیر ارتباطات داخلی.

    نقش و جایگاه مدیر ارتباطات داخلی در کسب و کارها

    5- صلاحیت های لازم برای مدیر ارتباطات داخلی

    برای افزایش شانس خود جهت یافتن یک مدیر ارتباطات داخلی واجد شرایط، باید استانداردهای صلاحیت را برای این نقش تعیین کنید.

     

    فهرست اولیه و مختصر صلاحیت ها و مجموعه مهارت هایی که باید در شرح شغل مدیر ارتباطات داخلی بگنجانید، عبارت است از:

     

    5-1- تجربه:

    بهتر است مدیر ارتباطات درونی دست کم 3 تا 5 سال تجربه حضور در فضاهای ارتباطی کسب و کار داشته باشد.

    انواع کانال های ارتباطی کسب و کار از جمله شبکه های داخلی و کانال ها و رسانه های اجتماعی داخلی را مدیریت کرده باشد.

     

    5-2- تحصیلات:

    برخورداری از مدرک تحصیلی مرتبط مثلا، کارشناسی یا کارشناسی ارشد ارتباطات، روابط عمومی یا رشته مرتبط دیگر، یکی دیگر از ویژگی ها و صلاحیت های لازم است.

     

    5-3- سابقه تولید و نشر محتوا:

    باید در استفاده از امکانات و داشته های کسب و کار، برای تولید محتوای مناسب برای اعضای تیم ها مسلط باشد.

     

    درک عمیقی از پیام، پیام رسانی، موقعیت یابی و نیازهای ذینفعان داشته باشد. این مورد تا حدی شبیه مدیر تیم محتوا است.

     

    5-4- انعطاف در پذیرش فناوری:

    مدیر ارتباطات درونی باید در یادگیری برنامه های جدید و استفاده از فناوری جدید برای تقویت ارتباطات در سطح شرکت انعطاف پذیری داشته و در واقع پیشتاز تیم ها باشد.

     

    5-5- خلاقیت:

    مدیر ارتباطات مرتبا در معرض اخبار و وقایع درونی و بیرونی کسب و کار است.

    پس باید بتواند در زمان مناسب خودش را با تغییرات تطبیق دهد. سریع اقدام کند و بتواند ضرب الاجل ها را شناسایی و در کارش مراعات کند.

     

    5-6- مهارت های بین فردی:

    مدیر لایق ارتباطات درونی، باید دارای مهارت های بین فردی استثنایی و توانایی ایجاد روابط کاری قوی باشد که زمینه ساز پیشرفت همسو و توامان تیم های مختلف باشد.

     

    نهایتاً:

    مدیر ارتباطات درونی ایفاگر نقشی چند سویه در برقراری ارتباط با سطوح مختلف سازمان است. هم باید ضوابط و استانداردها را بشناسد و ابلاغ کند، هم بتواند گزارش عملکرد تیم های کاری را به اطلاع ارکان تصمیم گیرنده برساند.

    طبیعی است که ایفاگر چنین نقش مهمی باید توانایی ها و مهارتهای خاصی داشته باشد که در این نوشتار به تعدادی از آنها اشاره شده است.


    شما که حتما به بهبود ارتباطات در کسب و کار خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • راه های غلبه بر استرس در محل کار

    راه های غلبه بر استرس در محل کار

    همکاری من با مدرسه کار و کسب عصر ایران ادامه دارد و این سیزدهمین مقاله ام برای آنجاست.

    «راه های غلبه بر استرس در محل کار» یا به عبارتی دیگر راه های غلبه بر استرس سازمانی موضوع این نوشته است که در تاریخ 21 مهرماه  1403 منتشر شده است.

    قصد دارم مقالات بعدی را با فاصله ای کوتاه تر در اینجا بازنشر کنم  که تاریخ های انتشار آنجا و اینجا به هم نزدیک تر شوند.

     

    لینک مقاله سیزدهم: راه های غلبه بر استرس در محل کار


    مقدمه:

    استرس پدیده ایست فراگیر که بدن اغراق می توان گفت تقریبا همه انسان ها دست کم چند باری در زندگی آن را تجربه کرده اند.

    استرس سازمانی هم گونه ای از استرس است که ریشه در سازمان ها و کسب و کارها دارد و از محل عوامل سازمانی بروز پیدا می کند.

     

    برای شناخت راه های غلبه بر هر پدیده آزار دهنده و دوست نداشتنی از جمله استرس، ابتدا باید آن پدیده را بهتر بشناسیم.

     

    1- تعریف استرس:

    دو تعریف بر اساس منابع دانشگاهی را با هم مرور کنیم:

    • دکتر حسن زارعی متین گفته اند:

    فشار عصبی (استرس) واکنش عصبی برخی افراد به موقعیت های فشارآور است.

     

    • دکتر علی رضائیان، معتقدند:

    فشار روانی (استرس) وضعیت پویایی است که در آن انسان با یک فرصت، محدودیت یا تقاضایی رو به رو است که به آن اشتیاق دارد و نتیجه آن برایش مهم است و در عین حال نسبت به آن نامطمئن است.

     

    2- دلایل بروز استرس سازمانی:

    میزان استرس در سازمان های مختلف و در مشاغل مختلف متفاوت است. به عبارت بهتر، هر شغلی به هر فردی میزان متفاوتی از استرس را تحمیل می کند.

    تیپ شخصیتی افراد، محیطی که در آن پرورش یافته اند، میزان تناسب کار با توانایی ها و علائق هر فرد، در کنار عوامل متعدد دیگر، مواردی هستند که این تفاوت در شدت و میزان استرس را دامن می زنند.

    اما این گونه هم نیست که وجوه مشترکی نتوان بین آنها پیدا کرد.

     

    در اینجا، برخی از دلایل عمومی بروز استرس سازمانی را که کم و بیش در مشاغل و محیط های کاری مختلف خودنمایی می کنند ذکر خواهم کرد:

     

    • حجم کار و اضافه‌کاری بیش‌ از حد
    •  مقررات و دستورالعمل های دست و پا گیر
    • تعیین اولویت های چندگانه برای کارهای واگذار شده
    • تعیین ضرب‌الاجل‌های غیرواقع‌بینانه و خارج از توان فرد یا تیم
    • استانداردهای چندگانه و انتظارات مربوط به کیفیت انجام کار
    • شرایط مربوط به محیط کار شامل نحوه چیدمان و تجهیزات کاری
    • فرهنگ سازمانی نادرست و نامناسب
    • شبکه ارتباطات ضعیف سازمانی

     

    اگر استرس سازمانی به اندازه کافی جدی گرفته نشود و به مساله ای حاشیه ای تبدیل شود- چنانکه متاسفانه در بسیاری از سازمان ها این گونه است- با کارکنانی مواجه خواهیم بود که در اکثر اوقات، در محل کار و گاهی پس از اتمام ساعات کاری در جامعه و محل زندگی، فضایی آلوده به استرس و ناخشنودی را تحمل می کنند.

     

    3- راه های غلبه بر استرس سازمانی:

    طبیعتا اقداماتی هستند که خود شخص کارمند برای کمک به خودش باید انجام بدهد.

    اما، مدیر برای رفع استرس در سازمان دو گونه می تواند عمل کند:

    • مدیریت شرایط بیرونی که استرس ایجاد می کنند.
    • مدیریت شرایط و عوامل استرس زای درونی سازمان.

    در خصوص عوامل بیرونی که به عنوان مثال می تواند شامل قوانین و دستورات سازمان های بالادستی و نهادهای قانون گذار باشد، یا شرایط حاکم بر جو کلی جامعه که سازمان ما هم بخشی از آن است و به همین سبب تاثیرات مختلفی از آن می پذیرد، شاید مدیر نتواند چندان که باید و شاید ایفای نقش کند.

    اما در بخش عوامل داخلی این گونه نیست و بدیهی است که از مدیر انتظار داریم مداخله کند و شرایط را بهبود بدهد و تا حد قابل قبولی عوامل ایجاد استرس را در محیط کار کاهش بدهد.

     

    تعدادی از اقداماتی که می توانند به بهبود شرایط کمک کنند عبارتند از:

     

    3-1- پرورش فرهنگ سازمانی مطلوب:

    هر چه جو سازمان ما آرام تر و دوست داشتنی تر باشد، هم بازده کاری کارکنان بهتر خواهد بود، هم میزان تنش بین فردی و بین کارکنان با محیط بیرون کمتر خواهد شد.

     

    3-2- هدایت و حمایت از کارکنان:

    بخشی از تجربیات مربوط به استرس کاری به این دلیل اشاره دارند که فرد در محل کار یا در شغل واگذار شده به او، با شرایط ناشناخته مواجه شده و متاسفانه فضا را به گونه ای نمی بیند که بتواند به راحتی از مدیر یا سایر افراد بالا دست و کارکنان قدیمی تر و با تجربه تر کمک و راهنمایی بخواهد.

     

    گرچه بخشی از این کمک خواستن به فرهنگ سازمانی مربوط می شود، ولی بخش از آن هم در قالب حمایت سازمانی قابل تشریح است.

    منظور ما از حمایت سازمانی این است که کارمند در زمان ضرورت چقدر می تواند روی کمک مدیر و سایر همکاران خود حساب کند.

     

    3-3- مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیری:

    مشارکت دادن افراد در تصمیم گیری ها، در بحث مدیریت منابع انسانی، بسیار مفید دانسته شده و علاوه بر اینکه یکی از انواع پاداش های انگیزشی غیرمادی سازمانی شناخته می شود، در فراهم ساختن شرایط مطلوب تر و دوست داشتنی تر محیط کاری هم موثر است.

     

    علاوه بر این ها، وقتی کارمندی در تصمیم گیری های سازمانی دخیل بوده باشد، بهتر با شرایط و نوع کارهای واگذار شده کنار می آید و کمتر دچار چالش های ناخواسته خواهد شد.

     

    3-4- تغییر و اصلاح ماهیت و شرح شغل کارکنان:

    مولوی بزرگ می گوید:

    هر کسی را بهر کاری ساختند/ مهر آن را در دلش انداختند

     

    این یعنی هر کسی قادر نیست هر کاری را به عهده بگیرد و از به درستی از پس آن بربیاید. انتظار یکسان داشتن از افراد با روحیات و توانایی و تجربیات و علاقه های متفاوت، مثل این است که بخواهیم تمام موجودات را بر اساس توانایی بالا رفتن از درخت ارزیابی و امتیازدهی کنیم.

     

    بعضی از مواقع لازم است در فاصله های زمانی مناسب نسبت به بررسی و در صورت لزوم ایجاد تغییر در شرح شغل ها اقدام کنیم. بدین ترتیب به شرح شغل های مناسب تری خواهیم رسید و دور از انتظار نیست که استرس محل کار هم برای افراد کمتر شود.

     

    3-5- طراحی نظام دستمزد بر مبنای ایجاد انگیزه:

    به اعتقاد اغلب صاحب نظران، اصلاح نظام پرداخت – البته به شکل علمی و درست آن- می تواند راهگشای مشکلات و چالش های گوناگونی در سازمان باشد.

     

    در روزگار فعلی جامعه خودمان، بسیاری از نگرانی های کارکنان مربوط به تفاوت بین دریافتی ها و هزینه های زندگی است.

    ناگفته پیداست که این نگرانی ها در روحیه و انگیزه افراد سازمان ما تاثیر منفی ایجاد خواهد کرد و آنها را دچار استرس می سازد.

    فرد در محل کار حضور دارد و مشغول انجام کارهای واگذار شده است اما مرتبا در ذهن خود مشغول سبک و سنگین کردن و حساب و کتاب کردن و به قولی دودوتا چهارتا کردن دخل و خرج خانواده است.

    این یعنی استقبال از محیط کاری استرس زا و کاهش کیفیت و بازدهی.

     

    4- نتیجه گیری:

    استرس، اثرات منفی زیادی بر کیفیت شغلی و خروجی کارکنان ما می‌گذارد. ما مدیران برای موفقیت و افزایش بازدهی کارکنان خود باید محیط آرامش‌بخشی را فراهم کنیم تا آنها بتوانند به دور از تنش و چالش و درگیری ذهنی و جسمی، فعالیت‌های خود را در بهترین وجه پیش ببرند.

     

    قطعا، موارد اشاره شده در این نوشته، تمام چالش ها و تمام راهکارهای مربوط به این حوزه نیستند، اما تلاش من این بود که تعدادی از پرتکرارترین عوامل استرس زا و در نقطه مقابل، کاربردی ترین راهکارهای عمومی را فهرست کنم.

     

    تحقیق و مصاحبه و تحلیل دقیق و علمی شرایط افراد و سازمان، کمک می کند که موارد مناسب تر برای سازمان و کارکنان خودمان را بهتر شناسایی و مدیریت کنیم.

     


    شما که حتما به ارتقاء کسب و کار کوچک خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • چالش های بهره وری در بخش خدمات

    چالش های بهره وری در بخش خدمات

    چهارمین مقاله ای که برای نشریه الکترونیکی «بهره ور شو» نوشته ام، درباره بهره وری در بخش خدمات است.

     

    شماره 2 نشریه (مقاله اول من): دومین شماره ماهنامه بهره ور شو

    مقاله اول در خوشه چین: بهره وری بازاریابی چیست؟ معیارهای آن کدامند؟

     

    شماره 3 نشریه (مقاله دوم من): سومین شماره ماهنامه بهره ور شو

    مقاله دوم در خوشه چین: راهنمای کارایی و بهره وری برای صاحبان کسب و کارهای کوچک

     

    شماره 4 نشریه (مقاله سوم من): چهارمین شماره ماهنامه بهره ور شو

    مقاله سوم در خوشه چین: چگونه فرهنگ شرکت بر بهره وری تاثیر می گذارد؟

     

    شماره 5 نشریه (مقاله چهارم من): پنجمین شماره ماهنامه بهره ور شو


    مقدمه:

    می دانیم که بهره وری یک شاخص کلیدی اقتصادی است که معمولاً برای نظارت بر روندهای اقتصادی داخلی و مقایسه رشد اقتصادی در بین کشورها استفاده می شود.

    در عین حال، بهره وری یک اصطلاح بسیار آشنا است که در مکالمات روزمره برای توصیف عملکرد شغلی، کارهای خانه و فعالیت های اوقات فراغت افراد استفاده می شود.

    به عنوان مثال، زمانی که زمان لازم برای انجام کارهای خانه با معرفی یک وسیله برقی جدید یا بهبود روند کار کاهش می‌یابد، یا زمانی که با غلبه بر ترافیک، زودتر از حد انتظار به مقصد خاصی می‌رسیم، به خاطر دستیابی به بهره‌وری بالاتر به خود تبریک می‌گوییم.

    همچنین، زمانی که کسب مهارت‌های جدید – چه از طریق یک برنامه آموزشی و چه از طریق خودآموزی – منجر به بهبود بازده کاری و درآمد بیشتر شود، احساس می‌کنیم که بهره‌وری ما بهبود یافته است.

     

    1- بهره وری و پیشرفت تکنولوژی:

    وقتی در مورد بهره وری در کشورها، صنایع یا شرکت ها بحث می کنیم، اساساً در مورد پیشرفت تکنولوژی صحبت می کنیم.

    ما می توانیم به دو نوع پیشرفت تکنولوژی فکر کنیم:

    یکی که ورودی مواد، هزینه و زمان مورد نیاز برای تولید را کاهش می دهد و دیگری که نوآورانه است و باعث افزایش ناگهانی و چند برابری در ارزش (قیمت) یک محصول می شود. از این رو به افزایش درآمد و سود شرکت کمک زیادی می کند.

    انتظارات زیادی از بهبود بهره وری مرتبط با پیشرفت های تکنولوژیکی وجود دارد. زیرا منبع رشد است و بدون آن رشد اقتصادی پایداری وجود نخواهد داشت.

    در اینجا، آنچه به ذهن متبادر می شود، توسعه محصولات مختلف مانند خودرو، لوازم الکترونیکی خانگی و رایانه های شخصی توسط شرکت های صنعت تولید است.

     

    در علم اقتصاد، مطالعات بر روی اندازه گیری بهره وری مدت هاست که بر صنعت تولید متمرکز شده است.

    اما ،ما با تمرکز بر بهره وری در بخش خدمات، در ادامه به دو بحث مهم خواهیم پرداخت:

    نخست، راهکارهای غلبه بر چالش های اندازه گیری بهره وری بخش خدمات و سپس، راهکارهای غلبه بر مشکلات ارتقاء بهره وری در این بخش.

     

    2- غلبه بر چالش های اندازه گیری بهره وری در بخش خدمات

    اصطلاح «بهره‌وری» که در بخش خدمات استفاده می‌شود، می‌تواند به مفهوم ترکیبی متشکل از عناصر ذهنی و عینی مانند مهارت‌های فنی، کیفیت، تنوع و رضایت مشتری اشاره داشته باشد.

    در حالی که شناسایی هر یک از این عناصر دشوار است، من معتقدم که می توان این بهره وری پیچیده را به عنوان عاملی که مشتریان را راضی می کند و بازگشت آنها به فروشگاه یا خرید مجدد خدمات را تشویق می کند، تعریف کرد.

     

    اندازه گیری بهره وری در بخش خدمات شامل رسیدگی به دو مشکل بالقوه زیر است:

    1) ممکن است محاسبه شاخص ها به دلیل نبود داده های کافی (به ویژه در مورد موجودی سرمایه فیزیکی) غیرممکن باشد.

    2) ممکن است به دلیل تنوع صنایع بخش خدمات، نتوان شاخص های مناسب برای تمام بخش ها نام برد.

     

    راهکارهای  اندازه گیری بهره وری بخش خدمات

    2-1- استفاده از کلان داده ها.

    در آینده، استفاده از کلان داده ها برای مصرف کنندگان اهمیت زیادی در اندازه گیری بهره وری در بخش خدمات خواهد داشت.

    در همین حال، از آنجایی که کلان داده‌های نگهداری شده توسط شرکت‌ها برای استفاده در مدیریت کسب‌وکار مربوطه جمع‌آوری شده‌اند، نه برای مقاصد تحلیلی، باید در روش‌های جمع‌آوری و پردازش داده‌ها اصلاحاتی صورت گیرد. برای مثال، داشتن اطلاعاتی که تمام جنبه‌های عملیات تجاری را پوشش می‌دهد، مانند زمان مورد نیاز برای ارائه خدمات، ترافیک مشتری، و تقاضای واقعی برای خدمات از جمله تقاضای برآورده نشده به دلیل محدودیت‌های ظرفیت مفید خواهد بود.

     

    به منظور جمع آوری و انباشت کارآمد داده ها، محققان و سیاست گذاران باید با تعیین فرضیات و توسعه نظریه ها و رویکردهای جدید، برای شناسایی داده های مورد نیاز تلاش کنند. این یک هدف یا استفاده واضح برای جمع آوری داده های بزرگ ارائه می کند و در نتیجه به تجزیه و تحلیل نه تنها بهره وری، بلکه همچنین پدیده های مختلف اقتصادی کمک می کند.

     

    2-2- توسعه ابزارهای اندازه گیری بهره وری خدمات.

    هنوز تحقیقات کافی در مورد چگونگی درک و اندازه‌گیری بهره‌وری خدمات در دسترس برای ادامه بیشتر وجود ندارد. به نظر ما در این مرحله فقط می توان پیشنهادهایی برای اینکه چگونه فکر کرد و به کدام سمت رفت ارائه کرد.

    چگونه ابزارهای اندازه گیری بهره وری خدمات را توسعه دهیم؟

    گاهی اوقات اندازه‌گیری بهره‌وری جزئی می‌تواند مفید باشد، اما تنها اندازه‌گیری‌های بهره‌وری کلی یا کلی اطلاعات واقعی از عملکرد یک ارائه‌دهنده خدمات ارائه می‌دهند.

     

    3- غلبه بر چالش های ارتقاء بهره وری بخش خدمات

    برای غلبه بر چالش های بهره وری بخش خدمات هم راهکارهایی می توان پیشنهاد داد. از جمله:

    3-1- ارتقاء مهارت ها و بهبود وضعیت کارکنان

    3-2- به کارگیری سیستم ها و فناوریهای نوین

    3-3- کاهش سطح خدمات

    3-4- تعامل بیشتر و مستمر با مشتریان

    3-5- جایگزینی محصولات به جای خدمات 

    3-6- تعریف خدمات جدید 

     

    در آینده به این موضوع بیشتر خواهم پرداخت.


    شما که حتما به مدیریت بهره وری در کسب و کار کوچک خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • چگونه فرهنگ شرکت بر بهره وری تأثیر می گذارد؟

    چگونه فرهنگ شرکت بر بهره وری تأثیر می گذارد؟

    تا کنون، 2 مقاله از نوشته های خودم در نشریه الکترونیکی «بهره ور شو» را اینجا تقدیم کرده ام.

    مقاله سوم من برای این نشریه مربوط به تاثیر فرهنگ سازمانی بر بهره وری است.

    طبق سیاست های بهره ور شو، که شامل تمام نوشته های دوستان می شود، مطلب من هم نوشته کوتاهی است که احتمالا در آینده آن را کامل تر و مفصل تر خواهم کرد و تقدیم شما هم خواهم نمود.

     

    لینک شماره دوم نشریه – مقاله اول من: دومین شماره ماهنامه بهره ور شو

    لینک مقاله اول در خوشه چین: بهره وری بازاریابی چیست؟ معیارهای آن کدامند؟

     

    لینک شماره سوم نشریه – مقاله دوم من: سومین شماره ماهنامه بهره ور شو

    لینک مقاله دوم در خوشه چین: راهنمای کارایی و بهره وری برای صاحبان کسب و کارهای کوچک

     

    لینک شماره چهارم نشریه – مقاله سوم من: چهارمین شماره ماهنامه بهره ور شو

     


    مقدمه:

    نتیجه تحقیقاتی که موسسه مشاوره ایگل هیل (Eagle Hill Consulting) [1] در ژوئیه 2023  با 1315 کارمند در سراسر ایالات متحده انجام داده، نشان می دهد تقریباً سه چهارم کارمندان (73 درصد) می گویند که فرهنگ محل کارشان بر توانایی آنها برای بهره وری در کار تاثیر می گذارد. 65 درصد دیگر از کارمندان می گویند فرهنگ بر توانایی آنها برای نحوه ارائه خدمات به مشتریان تأثیر دارد.

     

    هنگامی که از کارگران در مورد مهمترین عناصر فرهنگ سازمانی ایده آل سؤال شد، احترام (74 درصد)، صداقت (57 درصد)، ثبات (55 درصد)، رفتار اخلاقی (53 درصد)، و رفاه کارکنان (51 درصد) سهم داشته اند.

     

    ملیسا جزیور، رئیس و مدیر اجرایی شرکت مشاوره ایگل هیل، می‌گوید:

    «چندی پیش کارمندان در طول استعفای بزرگ دسته‌جمعی محل کار را ترک می کردند که عمدتاً از سازمان‌های خود، از رفتار کارفرمایان و نیز فرسودگی شغلی ناراضی بودند… فرهنگ قوی سازمانی، نه تنها به حفظ بهترین کارگران شما کمک می کند، بلکه یک فرهنگ سالم باعث اوج عملکرد، نوآوری و ارائه خدمات به مشتری هم می شود… فرهنگ شرکت با جادو اتفاق نمی افتد. بلکه رهبران باید فرهنگ سازمان را تعریف کنند، آن را تحت مدیریت و نظارت بگیرند و رفتارهایی را که می خواهند در سراسر نیروی کار ببینند طراحی کنند. وقتی فرهنگ اولویت بالایی ندارد، در سازمان رقابتی نیست، استخدام و فرسایش مشکلات مزمن سازمان هستند و چالش های مربوط به شهرت ظاهر می شود.»

     

    1- یافته های بررسی تکمیلی به شرح زیر است:

    1-1- چه کسی بر فرهنگ سازمانی تأثیر می گذارد؟

    • 86 درصد می گویند که این کار همکارانشان است، 79 درصد می گویند که رئیس آنها، 75 درصد رهبران منابع انسانی، و 69 درصد می گویند که این کار رهبری اجرایی است.

     

    1-2- کارفرمایان چه اقداماتی می توانند برای ایجاد یک محل کار سالم انجام دهند؟

    • سرمایه گذاری در بهبود رفاه کارکنان (51 درصد)، پاسخگویی کارگران برای رفتار بد (46 درصد) و توسعه رهبری (42 درصد) است.

     

    1-3- در محل کار خود به چه کسی اعتماد دارید؟

    • 45 درصد از افراد می گویند که به همکاران خود، 42 درصد به رئیس خود و تنها 13 درصد به رهبران اجرایی اعتماد دارند.

     

    2- به عنوان یک رهبر چه باید کرد؟

    اذعان به اینکه فرهنگ سازمانی و بهره وری به هم مرتبط هستند برای بهبود هر یک از این دو کافی نیست.

    به عنوان یک رهبر، باید رابطه بین آنها را درک کنید تا به سرعت فرهنگ سازمانی شرکت و مسائل مربوط به بهره وری را در سازمان خود شناسایی کرده و در صورت نیاز هر کدام از آنها را اصلاح کنید.

    به این موارد دقت کنید:

    2-1- فرهنگ شرکت بر ذهنیت های فردی تأثیر می گذارد.

    فرهنگ‌های با عملکرد بالا اعضای تیم را با عملکرد بالا پرورش می‌دهند و برعکس. همه ما در مورد برخی مکان‌های کاری شنیده‌ایم که در آن یک فرد جدید با فرهنگی متوسط یا بالا وارد سازمانی با فرهنگ پایین می‌شود و افرادی از آن سازمان به او خرده می گیرند که «او باعث شده ما بد جلوه کنیم.»

     

    2-2- فرهنگ با تاثیر بر تعامل، باعث افزایش بهره وری می شود.

    معیارهای تعامل کارکنان خود را در نظر بگیرید. فرهنگ شرکت خود را مرور کنید.

    آیا فرهنگ سازمان شما و معیارهای آن کارمندان را تشویق می کند که نسبت به همکاران تعاملی رفتار کنند و باکاری که انجام می دهند احساس ارتباط و اشتیاق بیشتری داشته باشند؟

    اگر نه، وقت آن است که فرهنگ موجود سازمان خود را بازنگری کنید.

    بدون تردید، فرهنگ یک شرکت عامل مهمی در ایجاد روابط موثر در محل کار و ارتقاء سطح مشارکت کارکنان است.

     

    2-3- فرهنگ رقابتی ناسالم مانع بهره وری می شود.

    رقابت باعث بهبود عملکرد می شود.

    اما در اینجا یک نکته شوکه کننده وجود دارد:

    اگر فرهنگ رقابتی ناسالم حاکم باشد، ممکن است مانع بهره وری کارکنان شما شود. فرهنگ‌های رقابتی ناسالم مانع بهره‌وری کلی می‌شوند، زیرا رقابت ناسالم و عملکرد غیر تیمی، عملکرد فردی را به عملکرد تیم ترجیح می دهد.

     

    2-4- فرهنگ مشارکتی بهره وری را افزایش می دهد.

    روی دیگر سکه فرهنگ رقابتی، فرهنگ مشارکتی است که در آن رقابت سازنده بین افراد تشویق می شود.

    فرهنگ‌های مشارکتی اثرات مثبت دیگری نیز بر سازمان‌ها دارند، از جمله بهبود تعامل و حفظ.

     

    3- نکته اصلی در ارتباط بین فرهنگ و بهره وری شرکت:

    فرهنگ سازمانی ارتباط قوی با بهره وری دارد، تا حد زیادی به این دلیل که بر چگونگی طرز فکر افراد و در نتیجه شکل مشارکت آنها در کار تأثیر می گذارد.

    دیویس می گوید:

    «بهره وری قوی نتیجه چیزهای زیادی است، اما اساس آن یک فرهنگ برنده است. هرچه فرهنگ بالاتر باشد، افراد مولدتر خواهند بود، زیرا انسانها وقتی که خوشحال هستند و کاری را انجام می دهند که از انجام آن لذت می برند برتری می یابند. و وقتی که برتری پیدا کنند، بیشتر و بهتر تولید می کنند.»


    [1] منبع cleanlink.com


    شما که حتما به مدیریت بهره وری در کسب و کار کوچک خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • معرفی کتاب: راهنمای استراتژیست ها

    معرفی کتاب: راهنمای استراتژیست ها

    1- آشنایی با استراتژی

    علاقه شخصی من به «استراتژی» تقریباً از مقطع کارشناسی ارشد جدی تر از قبل شد. پیش از آن استراتژی بیشتر برایم یک اصطلاح شیک و خوش آهنگ بود که خیلی دوست داشتم بیشتر درباره اش بدانم و اگر بتوانم یادش بگیرم.

    در مقطع تصمیم گیری برای شرکت در کنکور کارشناسی ارشد، طی فرآیندی و بر حسب آشنایی با استادی عزیز با رشته «مدیریت اجرایی» که این روزها «مدیریت کسب و کار» نامیده می شود آشنا شدم و در زمان انتخاب رشته – محل، دانشگاهی را انتخاب کردم که رشته مدیریت اجرایی گرایش استراتژی را داشت.

    آن سال ها این رشته دو گرایش را در خودش داشت: مدیریت بازاریابی و مدیریت استراتژیک، که دومی انتخاب من بود.

    هر چه جلوتر رفتم و هر چه بیشتر درباره استراتژی مطالعه کردم، علاقه مندتر شدم و لذت استراتژی خواندن و استراتژی فهمیدن برایم چندبرابر شد.

    در همان سال ها در دوره های آموزشی غیر دانشگاهی هم شرکت می کردم و تقریبا هر جا ردی معتبر از آموزش استراتژی در قالب آموزش و سخنرانی و کتاب و مقاله دیده می شد، می رفتم برای آموختن بیشتر؛ مثلا آموزش غیرحضوری مدیریت استراتژی در گروه آریانا، مطالعه کتاب ها و …

    این علاقه و پیگیری هنوز هم ادامه دارد. حتی با این که برای دکترا مدیریت بازاریابی را انتخاب کرده و به پایان رسانیده ام، همچنان با استراتژی مشغول هستم.

    کارهایی هم جسته و گریخته در زمینه راه اندازی و استقرار استراتژی انجام می دهم که یکی از اولین هایش، سرپرستی تیم کاری تدوین سند استراتژی برای موسسه ای فرهنگی آموزشی با بیش از نود شعبه در سراسر ایران بود. مشارکت در تیم های تدوین استراتژی و آموزش و کارهای دیگری که طی این سالها لابه لای مشغله های دیگرم انجام داده ام.

    هنوز هم استراتژی می خوانم و می آموزم و لذت می برم.

     

    2- جلسه با ناشر

    دوستی دارم بسیار باسواد و البته متواضع و با اخلاق به نام «رضا خوش دامن»، که تصویر، نام و رزومه خلاصه ای از این دوست را در فهرست تیم کاری خوشه چین می توانید ببینید.

    ایشان از مشاوران ارشد و قدیمی سازمان مدیریت صنعتی است که چندین جلد تالیف و ترجمه، بیشتر در حوزه «سرپرستی کسب و کارها» در رزومه اش دارد و سالهاست به استقرار سیستم ها و استانداردسازی و آموزش و مشاوره اشتغال دارد.

    روزی در مهرماه 1402 طی تماسی اطلاع دادند که ناشر آخرین کتابهای ایشان می خواهد جلسه ای با هم داشته باشیم.

    من و ایشان و دوست دیگرمان آقای «صدر میرسلطانی» که از مترجمین خوب مدیریت هستند، رفتیم دفتر جناب «کشاورز» مدیر محترم و با سابقه «انتشارات گشتاسب».

    موضوع جلسه، تبادل نظر جهت همکاری در ترجمه کتاب بود. یکی دو عنوان پیشنهاد داشتند که با توافق گروهی کتاب «راهنمای استراتژیست ها» را انتخاب کردیم.

     

    این کتاب نوشته تیموتی گالپین است. استاد مدرسه کسب و کار آکسفورد که کتاب را هم انتشارات همان دانشگاه در سال 2023 منتشر کرده است.

    کتاب ارزشمندی است که هم یک منبع آموزش دانشگاهی است و هم مرجعی تخصصی برای علاقه مندان و مشاوران و دیگر فعالان حوزه استراتژی.

     

    از همان مهر 1402 تا آبان 1403 کار ترجمه و بازخوانی ها و همسان سازی و ویرایش کتاب به طول انجامید.

    همین چند روز پیش، یعنی در آغازین روزهای آذر 1403 این کتاب با تلاش های پیگیرانه آقای کشاورز راهی بازار نشر شد.

    کتاب، 3 فصل دارد، 12 بخش و 2 پیوست.

    316 صفحه در قطع وزیری و جلد شومیز

    قیمت 375 هزار تومان

     

    3- فهرست کتاب:

    مقدمه: استراتژی در نظر و عمل

    فصل اول: فرموله کردن استراتژی

    بخش 1- پیش بینی آینده

    بخش 2- ساختن منابع ارزشمند

    بخش 3- انتخاب استراتژی های پر تاثیر

    فصل دوم: اجرای استراتژی

    بخش 4- بهترین استراتژی همان است که می توانید اجرا کنید

    بخش 5- مدیریت تحول استراتژیک

    بخش 6- حتی اگر چیزی برای گفتن نیست، ارتباط برقرار کنید

    بخش 7- بهترین بازیکنان شما یک گروه جدید پیدا خواهند کرد. ابتدا آنها را حفظ و سپس دوباره درگیر کنید

    بخش 8- استراتژی شما تلنگر نیاز دارد؛ همسویی فرهنگ سازمانی با استراتژی

    فصل سوم: فراتر از استراتژی کسب و کار

    بخش 9- استراتژی غیربازاری

    بخش 10- چگونه شرکت های مادر ارزش استراتژیک ایجاد می کنند؟

    بخش 11- در پی اتحاد، سرمایه گذاری مشترک، ادغام و تملک

    بخش 12- فعالیت سهام داران و تجدید ساختار

    پیوست A: پروژه بینش استراتژی آکسفورد

    پیوست B: کتاب کار استراتژی

     

    4- تهیه کتاب:

    برای تهیه کتاب چند راه وجود دارد:

    1- فروشگاه های کتاب مقابل دانشگاه تهران

    2- فروشگاه های اینترنتی کتاب

    3- تماس با انتشارات:

    02166961259

    09122726980

     

    5- و حالا، … بعد از یک سال:

    5-1- چاپ دوم: این کتاب، در فاصله زمانی کمتر از یک سال، به چاپ دوم رسیده است.

    5-2- کتاب سال: کتاب در چهارمین کنفرانس بین المللی اقتصاد و مدیریت کسب و کار که روز  14 مرداد 1404 در سالن همایش های جمهوری اسلامی (سالن اجلاس سران) برگزار شد، به عنوان کتاب برگزیده سال 1404 کسب و کار در بخش ترجمه انتخاب و معرفی شد.


    شما که حتما به استراتژی و تحول استراتژی در کسب و کار کوچک خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • راهنمای کارایی و بهره وری برای صاحبان کسب و کارهای کوچک

    راهنمای کارایی و بهره وری برای صاحبان کسب و کارهای کوچک

    در جریان هستید که چند وقتی است مقالاتی برای نشریه الکترونیکی «بهره ور شو» می نویسم.

    قبل تر مقاله اول را اینجا در اختیارتان گذاشته ام، حالا هم متن مقاله دوم و لینک دسترسی به هر دو مقاله را تقدیم می کنم.

     

    لینک شماره دوم نشریه – مقاله اول من: دومین شماره ماهنامه بهره ور شو

    لینک مقاله اول در خوشه چین: بهره وری بازاریابی چیست؟ معیارهای آن کدامند؟

     

    لینک شماره سوم نشریه – مقاله دوم من: سومین شماره ماهنامه بهره ور شو

     


    مقدمه:

    در این نوشته کوتاه قصد دارم چند نکته کاربردی برای افزایش کارایی و بهره وری و ارتقاء کسب و کارهای کوچک را در اختیار شما قرار دهم.

     

    1-تعادل بین کار و زندگی:

    راهکارهایی برای دستیابی به هماهنگی در زندگی شخصی و حرفه ای وجود دارد.

    حفظ تعادل بین کار و زندگی، برای رفاه کلی و کارایی و رسیدن به بهره وری پایدار بسیار مهم است.

     

    برای این کار، می توانید این استراتژی ها را در نظر بگیرید:

     

    1-1-مرزها را تعیین کنید.

    بین کار و زندگی شخصی خود مرزهای مشخصی تعیین کنید.

    ساعات کاری مشخصی را تعریف کنید و متعهد شوید که در ساعات غیر کاری برای شارژ مجدد و گذراندن وقت با عزیزان کار را قطع کنید.

     

    2-1-تفویض اختیار و برون سپاری کنید.

    بخشی از وظایف خود را به کارکنان توانا، متخصص و کارآزموده و مورد اعتماد خود محول کنید.

    همیشه کارهایی پیدا می شوند که دیگران بتوانند از عهده انجامش بربیایند؛ یا در تیم خودتان، یا جایی بیرون از تیم تان (برون سپاری).

    این کار زمان شما را آزاد می کند و به شما امکان می دهد بر روی وظایف با اولویت بالا و همچنین بر روی فعالیت های شخصی تمرکز کنید.

     

    3-1-استراحت کنید.

    به خودتان فرصت بدهید در طول روز بدون احساس گناه استراحت کنید و در فعالیت هایی که از آن لذت می برید شرکت کنید؛ چه خواندن کتاب باشد یا پیاده روی یا دنبال کردن یک سرگرمی.

    این استراحت ها ذهن شما را جوان می کند و سلامت کلی را بهبود می بخشد.

     

    2-توسعه شخصی:

    یادگیری مستمر و افزایش مهارت حکم تقویت کننده در بهره وری شخصی را دارد.

     

    برای یادگیری مستمر این راهبردها را در نظر بگیرید:

     

    1-2-کتاب‌ها و نشریات صنف خود را بخوانید.

    با مطالعه کتاب‌ها و نشریات مرتبط، از روندهای صنعت، استراتژی‌های کسب‌وکار و توسعه شخصی مطلع خواهید شد.

    این بینش‌های ارزشمند می‌توانند الهام‌بخش ایده‌های جدید هم باشند و مهارت‌های شما را افزایش دهند.

     

    2-2-در کارگاه ها و وبینارها شرکت کنید.

    در کارگاه ها، وبینارها یا کنفرانس های مرتبط با صنف خود شرکت کنید تا دانش و شبکه ارتباطی خود با متخصصان همفکر را گسترش دهید.

    این رویدادها فرصت هایی برای یادگیری و رشد فراهم می کند.

     

    3-2-به دنبال مربی باشید.

    با متخصصان با تجربه در رشته فعالیت خود ارتباط برقرار کنید و به دنبال راهنما باشید.

    راهنمایی و تخصص آن‌ها می‌تواند بینش‌های ارزشمندی را ارائه دهد و به شما کمک کند تا چالش‌ها را به‌طور مؤثرتری هدایت کنید.

     

     

    3-جلسات موثر: استفاده حداکثری از جلسات

    جلسات ممکن است زمان قابل توجهی را از شما بگیرد؛ ولی امید است با این نکات بتوانید جلسات را سازنده کنید:

     

    1-3-اهداف روشن را تعیین کنید.

    از قبل هدف و نتایج مورد نظر جلسه را مشخص کنید.

    یک دستور کار مشخص داشته باشید و آن را با شرکت کنندگان به اشتراک بگذارید تا مطمئن شوید همه آماده و بر روی موضوع متمرکز هستند.

     

    2-3-زمان جلسات را کوتاه کنید.

    به دستور کاری جلسه پایبند باشید و از موازی کاری ها یا بحث های تکراری و غیر ضروری اجتناب کنید.

    شرکت کنندگان را هم تشویق کنید که این موارد را رعایت کنند و از موضوع خارج نشوند.

     

    3-3- موارد توافق شده را اطلاع رسانی و منظم پیگیری کنید.

    موارد توافق شده توسط حاضران، تصمیمات اتخاذ شده و ضرب الاجل ها را در پایان جلسه به صورت خلاصه در صورتجلسه ای فیزیکی یا الکترونیکی ثبت و ضبط کنید.

    برای اطمینان از مسئولیت پذیری و پیگیری، این یادداشت ها را با شرکت کنندگان و امضاء کنندگان به اشتراک بگذارید.

    پیشرفت امور را در فواصل زمانی منظم ارزیابی کنید.

    بخشهایی را که در آنها برتری دارید و آنجاها را که نیاز به بهبود دارند شناسایی کنید و استراتژی های توسعه خود را بر اساس آن تنظیم کنید.

     

  • پنج چالش اصلی کسب و کارهای کوچک

    پنج چالش اصلی کسب و کارهای کوچک

    این، هفتمین  مقاله  من در  مدرسه کار و کسب عصر ایران است که در تاریخ  9 اردیبهشت 1403 منتشر شده است.

    همچنان به روال پیشین لینک و متن کامل مقاله اخیر و لینک دسنرسی به تمام مقالاتم در عصر ایران را تقدیم می کنم:

     

    مقاله اول: هشدار به مدیران: آیا به اوتیسم سازمانی مبتلا شده اید؟    

    مقاله دوم:  چگونه کارمندانی با انگیزه داشته باشیم؟

     مقاله سوم: مدیر ذره بینی باشیم یا خیر؟                                               

    مقاله چهارم: نارضایتی کارکنان و راهکارهایی برای مدیریت آن

     مقاله پنجم: چگونه با ارزیابی عملکرد کارکنان، «بهره وری سازمان» را به حداکثر برسانیم؟ 

    مقاله ششم: مدیریت پیشگیرانه بحران در کسب و کار

     

    مقاله هفتم: 5 چالش اصلی کسب و کارهای کوچک 


    مقدمه:

    راه اندازی یک کسب و کار کوچک، ایده ای است که طرفداران زیادی دارد.

     

    بعضی از صاحبان مشاغل گوناگون استخدامی یا فعالان بازار که تجربه شکست یا عدم موفقیت کافی را داشته اند، کسانی که مایل نیستند کارمند و زیرمجموعه شخص دیگری باشند، جوانان صاحب ایده، بازنشستگان و یا خانم های خانه دار تعدادی از این علاقه مندان راه اندازی کسب و کار کوچک و شخصی هستند.

     

    با توجه به شرایط فعلی اقتصاد و بازار کار، به نظر می رسد که الان زمان مناسبی برای راه اندازی چنین کسب و کاری باشد.

     

    واقعیت این است که تقریبا همیشه زمان مناسبی برای رفتن به سمت این علاقه مندی است.

     

    1- چالش های اصلی کدامند؟

    اگر صاحب یک کسب‌وکار کوچک هستیم یا قصد راه‌اندازی کسب‌وکار خود را داریم، درک مسائل منحصربفردی که کسب و کارهای کوچک با آن مواجه هستند می تواند به ما کمک کند تا موفق تر شویم.

    واقعیت این است که ورای علاقه مندی و ایده پرداز بودن و دغدغه داشتن، تعدادی چالش وجود دارد که احتمالاً در این مسیر با آنها روبرو خواهیم شد. بنابراین، قبل از اینکه به جلو برویم، باید از مسائلی که ممکن است ما را غافلگیر کنند آگاه باشیم.

     

    من در اینجا پنج مورد از رایج‌ترین چالش‌هایی که ممکن است با آن‌ها روبرو شویم، را تشریح می کنم.

     

    1-1-کمبود بودجه

    هیچ چیز مانند مشکلات پولی نمی تواند یک کسب و کار را متوقف کند. به ویژه برای مشاغل کوچک این یک چالش اساسی است.

     

    عجیب نیست که ببینیم بسیاری از شرکت‌های بزرگ‌ جریان نقدی کافی برای پیگیری حقوق و دستمزد و روشن نگه داشتن چراغ کسب و کارشان دارند، اما، کسب‌وکارهای کوچک اغلب در وضعیت کمتر با ثباتی هستند.

     

    اگر یک مشتری بزرگ ما به هر دلیل نتواند پرداختی انجام دهد، کسب و کار کوچک ما ممکن است نتواند حتی از عهده پرداختن قبض های خود بربیاید.

    داستان های زیادی وجود دارد که صاحبان مشاغل کوچک از حقوق خود صرف نظر می کنند تا حقوق کارمندان و فروشندگان خود را بپردازند.

     

    متأسفانه، داستان‌های زیادی از شکست کسب‌وکارهای کوچک به دلیل کمبود بودجه وجود دارد.

     

    1-2-کمبود زمان

    این سوال همیشه و از همه افراد جای پرسیدن دارد که آیا شما مالک کسب و کار هستید یا بخشی از آن؟

    برای صاحبان مشاغل کوچک، پاسخ اغلب هر دو است.

     

    ما مسئول اجرای طرح‌های تجاری و برنده شدن در کسب‌وکار جدید هستیم، اما ممکن است خودمان به تلفن‌ها هم پاسخ دهیم، مدارک را هم بایگانی کنیم، شخصاً با فروشندگان هم وارد مذاکره و معامله شویم.

     

    هرچه کسب و کار ما کوچکتر باشد، احتمالاً وظایف بیشتری برعهده خواهیم داشت. مدیریت این تنگنای زمانی می‌تواند دشوار باشد و باعث شود ناخواسته بخشی از مسائل مهم کاری مورد غفلت واقع شوند.

    5 چالش اصلی کسب و کارهای کوچک

    1-3- مشکل پیدا کردن کارمندان خوب

    با اینکه تعداد کسب وکارهای کوچک در ایران کم نیست، اما، همچنان تامین نیروی انسانی مجرب، شایسته، توانا و سخت کوش یکی از چالش های پیش روی بنگاه های کوچک است.

     

    در بسیاری از موارد، بسته حقوق و مزایای کسب و کار کوچک ما نمی تواند با آنچه شرکت های بزرگ ارائه می دهند رقابت کند.

     

    علاوه بر این، در حالی که مشاغل بزرگ می توانند افراد را برای یک کار خاص استخدام کنند، در بنگاه های کوچک ممکن است به کارمندانی نیاز داشته باشیم که هر کدام بتوانند چندین کار را انجام دهند.

     

    همچنین احتمالاً به افرادی نیاز داریم که ویژگی های شخصیتی خاصی برای موفقیت در محیط کسب و کار کوچک ما داشته باشند، در حالی که این نوع کسب و کار معمولا با تغییرات زیاد مواجه است و تغییر در آنها امری رایج است. چگونه می توانیم مرتباً به این نوع افراد دسترسی داشته باشیم؟

     

    این عوامل می تواند یافتن کارمندان مناسب را چالش برانگیز کند.

     

    1-4-مشکلات ایجاد تعادل بین رشد و کیفیت

    در کسب و کارهای کوچک این یک داستان رایج است:

    یک روز ما در حال جشن گرفتن یک مشتری بزرگ هستیم و روز دیگر در تلاش هستیم تا با نیازهای مشتری جدید همراه شویم.

     

    در بسیاری از موارد، ما باید بین ساعات طولانی کار کردن خودمان و کارمندان مان یا یافتن راه‌هایی برای کاهش دادن زمان کار (مثلا به ضرورت رعایت صرفه جویی در هزینه ها)، دست به انتخاب بزنیم.

     

    برای مشاغل کوچک، رشد اغلب با دردسرهای فزاینده همراه است.

     

    هیچ راه حل عالی وجود ندارد.

    به این معنی که در نهایت، ما باید بتوانیم راهی برای پیش برد کارها بدون آسیب رساندن به کسب و کار خود یا با حداقل آسیب احتمالی به آن بیابیم.

     

    1-5-مشکلات متعدد وب

    بازاریابی در مشاغل کوچک با مشکلات متعددی مواجه است؛ تبلیغات رسمی گران است و تبلیغات دهان به دهان آهسته.

     

    اینترنت می تواند فرصت‌هایی را برای یافتن مشتریان فراهم ‌کند، اما بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک از حضور آنلاین خود به اندازه کافی بهره نمی برند.

     

    • احتمالاً می دانیم که به یک وب سایت نیاز داریم، اما آیا وضعیت سئوی سایت ما بهینه است؟
    • آیا از طراحی واکنش گرا استفاده می کنیم؟
    • آیا سایت ما ابزاری برای فروش است یا تنها یک بیلبورد آنلاین داریم؟
    • آیا حواس مان هست که وب سایت تنها بخشی از حضور آنلاین ما را پوشش می دهد؟ حضورمان در سایر رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر و ابزارهای داخلی چگونه است؟
    • سایت و شبکه های اجتماعی ما، چه ابزاری برای یافتن مشتری ناراضی و شنیدن صدا و ارائه پاسخ به او در اختیارمان قرار می دهد؟
    • و … سوالات متعدد دیگر

     

    کسب و کار‌های بزرگ دارای بخش‌های مجزا و پر کارمندی برای فعالیت‌های آنلاین خود هستند، اما در کسب‌ وکارهای کوچک اغلب داریم تلاش می کنیم خودمان را با امکانات  -گاه- حداقلی که در اختیار داریم همگام کنیم.

     

    2-چگونه می توانیم این چالش ها را مدیریت کنیم؟

    داشتن یک کسب و کار کوچک می تواند فوق العاده مفید باشد و هر چالشی هم در این مسیر رخ بنمایاند، راه حل های متعددی دارد. برای موفقیت در کسب و کار کوچک خود، باید برای چالش هایی که با آن روبرو خواهیم شد آماده باشیم.

     

    بدون شک ما می توانیم بخشی از توانایی های حل چالش را خودمان برای خودمان فراهم کنیم.

    5 چالش اصلی کسب و کارهای کوچک

    2-1-آموزش:

    ما می توانیم مهارت‌هایی را که برای اجرای موفقیت‌آمیز یک کسب‌وکار کوچک نیاز داریم، بیاموزیم. دست کم در ابتدای راه اندازی کسب و کار، به دلایلی از جمله کمبود بودجه و کمبود نیروی متخصص، باید بتوانیم خودمان گلیم مان را آب بیرون بکشیم. آموزش می تواند به ما کمک کند تا کمی، و فقط کمی راحت تر به جایی که می خواهیم برویم برسیم.

     

    2-2-تجربیات دیگران:

    استفاده از تجربیات دیگران راه دیگری است که شناختی نه کامل وکافی، اما، قطعا مفید در اختیار ما قرار خواهد داد. گرچه بهتر است از تجربیات کسانی استفاده کنیم که سابقه راه اندازی کسب وکاری شبیه به کسب وکار ما را داشته اند، یا چنین کسب و کاری را مدیریت کرده اند، ولی معنای این سخن این نیست که تجربیات بانیان کسب و کارهای غیر مشابه مفید نخواهد بود.

     

    مهم این است که ما اهل آموختن باشیم و بتوانیم از آنچه می بینیم و می شنویم، برای خودمان توشه ای بیندوزیم.

     


     

    شما که حتما به حل چالش های کسب و کار کوچک خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • مدیریت پیشگیرانه بحران در کسب و کار

    مدیریت پیشگیرانه بحران در کسب و کار

    ششمین  مقاله  من در  مدرسه کار و کسب عصر ایران در روز 15 فروردین 1403 منتشر شد.

    همچنان به روال پیشین لینک و متن کامل مقاله اخیر و لینک دسنرسی به تمام مقالاتم در عصر ایران را تقدیم می کنم:

     

    لینک مقاله اول: هشدار به مدیران: آیا به اوتیسم سازمانی مبتلا شده اید؟

    لینک مقاله دوم: چگونه کارمندانی با انگیزه داشته باشیم؟

    لینک مقاله سوم: مدیر ذره بینی باشیم یا خیر؟

    لینک مقاله چهارم: نارضایتی کارکنان و راهکارهایی برای مدیریت آن

    لینک مقاله پنجم: چگونه با ارزیابی عملکرد کارکنان، «بهره وری سازمان» را به حداکثر برسانیم؟

    لینک مقاله ششم: مدیریت پیشگیرانه بحران در کسب و کار


    مقدمه:

    در وضعیتی که مدیران تقریباً هر روز سیگنال های هشدار دهنده ای از احتمال وقوع حداقل یک بحران احتمالی دریافت می کنند، باید راهکاری برای پیشگیری از آن پیدا کنند که بتوانند از وقوع بحران جلوگیری کنند. مدیران مرتبا در حال دست و پنجه نرم کردن با تغییرات زیادی هستند و بنابراین باید از وجود یک مسیر کارآمد برای حل مشکلات اطمینان حاصل کنند.

    در این نقطه است که نقش کلیدی مدیران به ویژه مدیر بحران شکل می گیرد.

     

    1- تعریف مدیریت بحران:

    • فرآیندی است شامل نحوه مواجهه یک کسب و کار یا سازمان با یک وضعیت اضطراری ناگهانی، پیش یا پس از وقوع آن وضعیت.

     

    2- رویکردها به مدیریت بحران:

    نگرشهای موجود نسبت به مدیریت بحران را می توان به دو رویکرد اصلی تقسیم کرد:

    • رویکرد واکنشی
    • رویکرد پیشگیرانه.

     

    2-1- رویکرد واکنشی:

    رویکرد واکنشی به مدیریت بحران به طور کلی به مجموعه ای از رویه ها و اصول برای کمک به خارج کردن کسب و کار آسیب دیده از بحران و تثبیت شرایط جدید اطلاق می شود.

    فرایند مدیریت در رویکرد واکنشی پس از بروز بحران و با شناسایی بحران رخ داده توسط مدیر کسب و کار آغاز می شود.

     

    2-2- رویکرد پیشگیرانه:

    اما، در مفهوم مدرن مدیریت بحران، تلاش برای یک سبک مدیریت پیشگیرانه تقریباً ضروری است.

    رویکرد پیشگیرانه، با هدف پیشگیری و مقابله موثر با بروز بحران پیش از وقوع آن تعریف می شود.

     

    3- رویکرد پیشگیرانه از کجا نشأت می گیرد؟

    در رویکرد پیشگیرانه مدیریت می پذیرد که ممکن است نقطه پایانی بحران در سازمان انحلال کسب و کار باشد و این اتفاق ممکن است بارها و بارها در طی دوران فعالیت کسب و کار پیشامد کند.

    یعنی حتی اگر هم کسب وکار به دلیل بروز بحرانی که مدیر در حال حاضر درگیر مدیریت آن است منحل نشود، می توان انتظار بحران جدی بعدی را داشت و به عبارت دیگر، بحران را باید خطری همیشگی دانست و به همین سبب فرآیند مدیریت بحران را فرآیندی دوره ای تلقی کرد.

     

    4- نتایج مدیریت پیشگیرانه بحران:

    مهمترین نتایج مورد انتظار از مدیریت بحران پیشگیرانه به شرح زیر خلاصه می شود:

    • شناخت و کشف دائمی سیگنالهای هشدار دهنده؛ نظیر تغییرات ناگزیر محیط داخلی و خارجی کسب و کار،
    • انتخاب و به کارگیری مجموعه ای از روشها، رویکردها و ابزارهای مورد استفاده برای پیشگیری و در صورت لزوم از بین بردن وضعیت بحران و تثبیت عملکردهای فعلی کسب و کار، با فراغ بال و با صرف زمان کافی.
    • غلبه بر غافلگیری در مواجهه با بحران احتمالی، به حداقل رساندن میزان خسارات ناشی از بحران و کاهش مدت زمان لازم برای مدیریت بحران.

     

    مدیریت پیشگیرانه بحران در کسب و کار

    5- مدیریت بحران برای تداوم کسب و کار:

    مدیریت بحران پیشگیرانه فرآیندی است مستمر که شامل پیش بینی، پیشگیری و آمادگی، کنترل، بازیابی، یادگیری و ارزیابی است. مدیر باید به یاد داشته باشد که هیچ رویکرد مدیریت بحران نمی تواند از همه بحران ها جلوگیری کند، گاهی اوقات تنها می تواند تعدادی از پیامدهای آسیب بحران را از بین ببرد، خسارت ناشی از بحران را کاهش می دهد و البته این احتمال هم وجود دارد که بتواند به طور موثر با آن مقابله کند.

     

    در این بخش اقداماتی را پیشنهاد می دهم که می تواند در مدیریت پیشگیرانه بحران به کار آید:

     

    5-1- برنامه جامع مدیریت بحران تدوین کنید.

    یک برنامه مدیریت بحران دقیق تدوین کنید که رویه‌ها، پروتکل‌ها و استراتژی‌های ارتباطی را مشخص می‌کند. سناریوهای بالقوه مربوط به وقوع بحران های احتمالی را پیش‌بینی کنید و برای هر سناریو  از پیش استراتژی‌های لازم را  تدوین کنید.

     

    5-2- تیم مدیریت بحران داشته باشید.

    کارکنان کلیدی در سازمان خود را که می توانند یک تیم واکنش به بحران تشکیل دهند، شناسایی کنید. برای هر یک از اعضای تیم، نقش ها و مسئولیت های روشنی تعیین کنید.

     

    5-3- از توانایی های مجموعه تیم مدیریت بحران مطمئن شوید.

    هنگامی که شرایط عدم اطمینان بر کسب وکار حاکم است، کسی باید باشد که در نقش رهبر با توانایی پیش بینی خطرات وارد عمل شود.

    بدترین کاری که رهبران در زمان بحران می توانند انجام دهند این است که در پس زمینه عقب نشینی کنند و همه را به حدس و گمان بسپارند.

    هنگامی که یک بحران رخ می دهد، مطمئن شوید که همه می دانند چه کسی مسئول است.

    مدیر بحران قرار نیست پاسخ همه پرسش ها و راهکار همه مشکلات را در آستین داشته باشد یا هر آتشی را خاموش کند، بلکه باید مراحل عاطفی بحران را مدیریت کند و به هدایت افراد به جلو کمک کند.

     

    5-4- راهکارهای زمان بندی شده داشته باشید.

    با طراحی راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت، دست خود و تیم مدیریت بحران را برای انتخاب راهکار درست و به موقع باز بگذارید تا در زمان لازم به سرعت اقدام کنند.

    در این مورد لازم است انعطاف پذیری را مدنظر داشته باشید تا بتوانید به مناسب ترین شکل ممکن استراتژی درست را در سریع ترین زمان انتخاب کنید.

     

    5-5- وضعیت را به طور کامل ارزیابی کنید.

    تمام اطلاعات موجود را برای پیش بینی احتمالات مربوط به بروز بحران و اثرات آن جمع آوری کنید. برای تعیین پیامدها و آسیب‌پذیری‌های احتمالی، ارزیابی ریسک انجام دهید.

     

    5-6- جریان اطلاعات را کنترل کنید.

    لازم است که در طول یک بحران هر عضو سازمان چیزهایی بدانند؛ اما همه نیاز به دانستن همه چیز ندارند.

    ترویج اطلاعات بیش از حد در سطح تمام افراد می تواند گیج کننده و استرس زا  باشد. اطلاعات حیاتی را شناسایی کنید و به طور شفاف و مناسب با افراد به اشتراک بگذارید.

    هدف از انتشار این سطح از اطلاعات این است که مانع نشر شایعات و گمانه زنی های بی حاصل شویم.

     

    5-7- برنامه ارتباط موثر داشته باشید.

    نسبت به برقراری ارتباط شفاف و به موقع با کارکنان، مشتریان، تامین کنندگان و ذینفعان اقدام کنید. همچنین تعیین کانال های رسمی برای انتشار اطلاعات.

     

    5-8- به بازسازی اعتماد و شهرت بپردازید.

    بازسازی اعتماد ذینفعان خود را در اولویت قرار دهید و هر گونه اشتباهی را که در طول بحران مرتکب شده اید بپذیرید. از استراتژی های مدیریت شهرت برای بازگرداندن تصویر برند خود استفاده کنید.

     

    5-9- در درد کارکنان سهیم شوید.

    اگر بحران در بخش مالی و مزایای افراد تاثیر دارد، مدیر هرگز نباید از مؤلفه انسانی تصمیمات خود غافل شود.

    یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای از دست دادن انگیزه افراد داخل و خارج از کسب و کار این است که خود را از پیامدهای تغییر دور نگه دارید.

    اگر حقوق ها و پاداش ها کاهش می یابد، اگر ساعات کاری افزایش می یابد، مدیر باید سهمی از فشار را هم متوجه خودش کند. واقعیت این است که بهتر است مدیر سهم بیشتری از درد را تقبل کند.

     

    5-10- از تجربه یاد بگیرید.

    پس از حل بحران، در اولین فرصت یک جلسه توجیهی جامع برای ارزیابی ابعاد بحران و کم و کیف راهکار انتخابی برگزار کنید. درس های آموخته شده و زمینه های بهبود را در برنامه مدیریت بحران خود وارد کنید.

     

    5-11- برنامه پیشرفت مداوم تهیه کنید.

    مدیریت بحران یک فرآیند مداوم است. برنامه مدیریت بحران خود را به طور مرتب بررسی و به روز کنید تا با شرایط در حال تغییر سازگار شوید.تمرینات و آموزشهای مربوط به مدییرت بحران را برای آماده نگه داشتن تیم خود انجام دهید.

     

    6- نتیجه:

    مدیریت بحران جزء ضروری هر استراتژی تجاری موفق است.

     

    سازمان‌ها با آمادگی فعالانه برای چالش‌ها و ارائه پاسخ مؤثر به آن‌ها نه تنها می‌توانند آسیب‌های احتمالی را کاهش دهند، بلکه می‌توانند از بحران‌ها قوی‌تر و انعطاف‌پذیرتر بیرون بیایند.

    در انتها یادآوری می کنم که نحوه مدیریت بحران در کسب و کار شما تأثیر مهمی در شهرت و موفقیت آینده کسب و کار دارد.

     


    شما که حتما به مدیریت بحران در کسب و کار خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.