دسته: مقالات بازاریابی

  • بودجه فروش چیست و چگونه تهیه می شود؟

    بودجه فروش چیست و چگونه تهیه می شود؟

     


    مقاله هفدهم من برای مدرسه کار و کسب عصر ایران، «بودجه فروش چیست و چگونه تهی می شود؟»، در تاریخ 4 اسفند ماه 1403 منتشر شد.

    متن کامل و لینک مقاله را اینجا تقدیم شما می کنم.

     

    لینک مقاله هفدهم: بودجه فروش چیست وچگونه تهیه می شود؟


    مقدمه:

    در دنیای پویای تجارت، بودجه فروش نقشی حیاتی در هدایت مسیر کسب‌وکار به سوی موفقیت ایفا می‌کند. این ابزار برنامه‌ریزی مالی، نه تنها تصویری روشن از درآمدهای آتی پیش‌روی سازمان ترسیم می‌کند، بلکه به مدیران امکان می‌دهد تا با دیدی باز و آگاهانه، منابع را بهینه تخصیص داده، هزینه‌ها را مدیریت نموده و اهداف واقع‌بینانه‌ای را برای تیم‌های فروش و بازاریابی تعیین نمایند.

    در این نوشتار، به بررسی عمیق‌تر مفهوم بودجه فروش، اهمیت آن، تفاوتش با پیش‌بینی فروش و بودجه هزینه‌های فروش و گام‌های کلیدی در تهیه آن خواهیم پرداخت.

     

    1- بودجه فروش چیست؟

    بودجه فروش یک برنامه مالی است که کل درآمد یک کسب و کار را در یک دوره زمانی مشخص تخمین می زند.

     

    2- تفاوت بودجه فروش با پیش بینی فروش و بودجه هزینه های فروش

    بودجه فروش یک ابزار برنامه ریزی است که به کسب و کارها اجازه می دهد نسبت به مدیریت منابع و درآمد بر اساس فروش مورد انتظار اقدام کنند.

    پیش‌بینی فروش، فرآیند تخمین درآمد فروش آتی است. ممکن است از بودجه فروش برای اطلاع از پیش بینی فروش استفاده شود.

    بودجه هزینه های فروش بر هزینه های کسب و کار در یک دوره زمانی معین تمرکز می کند.

     

    3- اهمیت بودجه فروش

    3-1- برای پیش‌بینی عملکرد شرکت.

    در این مورد بر دو چیز تمرکز می‌کند – تعداد فروش مورد نظر و قیمتی که آنها به فروش می‌رسند.

    3-2- برای مدیریت هزینه‌ها.

    بودجه‌های فروش برای مدیریت هزینه هم بسیار مهم هستند – هیچ بخشی نمی‌خواهد از بودجه اختصاص داده شده خود فراتر رود.

    3-3- برای تعیین اهداف – تا حد امکان – واقعی.

    بودجه فروش برای تعیین اهداف واقعی هم بسیار ارزشمند است. اهداف مشخص و شفاف، تیم‌ها و بخش های مختلف کسب و کار را در همان حالی که با هم برای دستیابی به رشد کار می‌کنند، به جلو راهنمایی می کند، ولو افزایش ساده 1 درصدی در بهره‌وری فروش باشد.

    به عنوان مثال، یک تیم فروش ممکن است هدف فروش خود را افزایش 50 درصدی تعداد مشتریان تعیین کرده باشد، اما بودجه فروش با منعکس کردن افزایش سالانه 20 درصدی، انتظارات را مدیریت می کند. نه به این معنا که افزایش 50 درصدی قابل دستیابی نیست. بلکه به این معنی که وقتی بودجه بر اساس درآمد تنظیم می شود، 50 درصد باید یک پاداش باشد، نه یک انتظار.

     

    4- چرا باید بودجه فروش تهیه کنیم؟

    برای اینکه یک کسب و کار بتواند بودجه خود را با برنامه استراتژیک هماهنگ کند، باید برای عملیات روزانه کسب و کار بودجه داشته باشد. این بدان معناست که کسب‌وکار باید بفهمد چه زمانی و چه تعداد فروش رخ می‌دهد، و همچنین چه هزینه‌هایی برای تولید این میزان فروش لازم است.

    به طور خلاصه، هر یک از اجزاء فروش، تولید، توزیع و سایر هزینه‌ها، باید به درستی بودجه‌بندی شود تا اجزای بودجه عملیاتی و صورت‌حساب درآمد حاصل شود.

     

    بسیار مهم است که تخمین فروش دقیق باشد تا مدیریت بداند چند واحد تولید کند.

     

    اگر در بودجه نویسی تقاضای مشتری را کمتر از واقعیت برآورد کنیم، موجودی کافی برای جلب رضایت مشتریان نخواهیم داشت، و مواد اولیه کافی را سفارش نداده یا کار مستقیم کافی را برای تولید واحدهای مورد نیاز واقعی برنامه ریزی نکرده ایم.

    و این یعنی مشتریان برای رفع نیازهای خود از جای دیگری خرید خواهند کرد.

     

    به همین ترتیب، اگر فروش بیش از حد برآورد شود، مواد اولیه بیش از حد لازم خریداری کرده و نیروی کار بیشتری به کار خواهیم گرفت و این برآورد بیش از حد باعث خواهد شد بیش از آنچه لازم بوده منبع تخصیص داده و پول نقد بیشتری خرج کنیم.

    البته هیچ مدیری گوی بلورین ندارد و نمی‌تواند تقاضا را دقیق پیش‌بینی کند. اما هرچه در مدیریت و بخش بازاریابی بهتر بتوانیم تقاضا را پیش‌بینی کنیم، می‌توانیم از منابع، مواد اولیه، نیروی کار و پول نقد به بهترین نحو استفاده کنیم.

     

    5- تهیه بودجه فروش

    فرآیند بودجه بندی با برآورد فروش آغاز می شود. هنگامی که مدیریت یک برآورد دقیق از فروش سه ماهه، ماهانه، هفتگی یا سایر دوره های زمانی مربوطه داشته باشد، می تواند تعیین کند که چند واحد باید تولید شود. همچنین هزینه هایی مانند هزینه مواد مستقیم لازم برای تولید واحدها را تعیین می کنند.

    بودجه فروش جزئیات فروش مورد انتظار و قیمت فروش برای دوره بودجه را نشان می دهد. برای تعیین تعداد واحدها و همچنین زمان و مقدار نقدی که از این فروش ها جمع آوری می شود استفاده می شود.

     

    5-1- در بودجه بندی فروش از اطلاعات زیر استفاده می شود:

      • میزان فروش سال های قبل کسب و کار
      • فعالیت فروش رقیب
      • روندهای صنعت
      • روندهای کل اقتصاد
      • کمپین های بازاریابی برنامه ریزی شده

    بودجه فروش چیست و چگونه تهیه می شود؟

    6- راهنمای گام به گام تهیه بودجه فروش

    ما در اینجا شش مرحله اساسی برای تهیه بودجه فروش برخواهیم شمرد.

     

    6-1- یک دوره زمانی را انتخاب کنید.

    ابتدا باید در مورد دوره بودجه بندی تصمیم بگیرید.

    این دوره زمانی معمولا ماهانه، سه ماهه یا سالانه است. هر چیزی کوتاه‌تر یا طولانی‌تر معمولاً مفید یا نادرست است. دوره ای که انتخاب می کنید به آنچه که کسب و کار شما می فروشد و نیاز دارد بستگی دارد.

    اگر محصولات شما در تمام طول سال ثابت هستند، بودجه ماهانه ممکن است بهترین باشد.

    اگر محصولات شما بسته به فصل تغییر می کند، ممکن است بودجه سه ماهه برای شما مناسب تر باشد.

     

    6-2- موجودی و قیمت های خود را بررسی کنید.

    برای اینکه بدانید میزان فروش شما در آینده چقدر خواهد بود، باید بدانید که قیمت های شما چقدر است و چه محصولاتی در دسترس دارید و اینکه آیا این وضعیت تغییر خواهد کرد یا خیر؟

    آیا قیمت ها را ثابت نگه خواهید داشت؟ می خواهید افزایش یا کاهش قیمت بدهید؟ آیا محصولات جدیدی تولید خواهید کرد یا تولید محصولاتی را متوقف خواهید کرد؟

    این سوالات به شما کمک می کند تا فروش مورد انتظار خود را با دقت بیشتری پیش بینی کنید.

     

    6-3- به داده های فروش قبلی خود نگاه کنید.

    داده‌های دوره قبل را که با دوره بودجه فروش فعلی شما مطابقت دارد، مرور کنید.

    این نه تنها پیش بینی های شما را آسان تر می کند، بلکه آنها را واقعی تر می سازد.

    مثلا، اگر در حال تهیه بودجه فروش برای فصل بهار هستید و آمار چند سال گذشته افزایشی کمتر از 2 درصد را برای فصل بهار نشان می‌دهند، احتمالاً پیش‌بینی افزایش 10 درصدی فروش برای بهار آینده ایده خوبی نیست.

     

    6-4- داده های خود را با صنعت فعلی مقایسه کنید.

    این مهم است که اهداف خود را با بازار و رقبای فعلی خود بسنجید.

    با مقایسه داده‌های فروش خود با سایر رقبا، می‌توانید دیدگاهی در مورد اینکه اهداف فروش شما کجاست و کجا ممکن است نیاز به تعدیل داشته باشند، به دست آورید.

    مقایسه داده ها نیز می تواند اطمینان بخش باشد. ممکن است شما وحشت کنید که چرا فروش شما در سال گذشته کاهش یافته است، اما واقعیت ممکن است این باشد که فروش در همه صنعت شما کاهش یافته است.

    *برخی از سال ها برای بخش ها یا محصولات خاص ساده تر یا سخت تر است.

     

    6-5- با نمایندگان فروش و مشتریان خود صحبت کنید.

    هم نمایندگان فروش و هم مشتریان شما می توانند بازخورد ارزشمندی برای اطلاع از بودجه فروش شما ارائه دهند. نمایندگان فروش شما به مشتریان شما نزدیک هستند، بنابراین آنها می توانند در مورد انتظارات، ناامیدی ها و خواسته های خریدار به شما اطلاعات بیشتری بدهند.

    به عنوان مثال، بعید نیست که نمایندگان فروش یک شرکت صابون سازی بهتر از مدیران کسب و کار بدانند که آیا بوهای خاصی وجود دارد که شرکت باید به دلیل علاقه مشتری روی آنها سرمایه گذاری کند یا خیر.

    مشتریان و افرادی که از محصول شما استفاده می کنند نیز بینش هایی برای به اشتراک گذاشتن خواهند داشت.

    *از مشتری بازخورد بخواهید تا بدانید خریداران شما چه فکری می کنند، چه احساسی دارند و چه چیزی را تجربه می کنند. برقراری ارتباط با مشتریان شما همچنین باعث افزایش اعتماد به شرکت شما می شود و یک ابزار فروش اجتماعی فوق العاده است.

     

    6-6- به عوامل خارج از کنترل در روندهای بازار و رویدادهای جاری توجه کنید.

    گاهی اوقات بازار خارج از کنترل شماست. در چنین واقعی، باید عوامل بیشتری را در نظر بگیرید.

    اگر خرید در فروشگاه کم بماند، ممکن است چقدر برای حمل و نقل نیاز داشته باشید؟ اگر محصولات شما لوکس هستند، ممکن است انتظار کاهش فروش داشته باشید؟

    *به خاطر داشته باشید که چگونه رویدادهای جاری می توانند حتی وفادارترین مشتریان شما را تحت تاثیر قرار دهند.

     

    7- نکته پایانی: نوسانات در بودجه فروش

    بودجه شامل بررسی انتظارات برای عملیات اولیه (فروش و تولید یک کالا) کسب و کار است.

    مفروضاتی مانند فروش در واحدها، قیمت فروش، هزینه های تولید در هر واحد و مواد مستقیم مورد نیاز در هر واحد شامل مقدار قابل توجهی زمان و ورودی از بخش های مختلف کسب و کار است. با این حال، به دست آوردن تمام اطلاعات مهم است، زیرا هر چه اطلاعات دقیق تر باشد، بودجه حاصل از آن دقیق تر است و مدیریت به طور موثر نظارت و به اهداف بودجه خود دست می یابد.

    نکته حائز توجه این است که بودجه لازم نیست و البته نمی تواند برای مقاطع مختلف دوره مورد نظر یا حتی برای شعب مختلفی که در نقاط مختلف داریم یکسان باشد.

    مثلا بودجه فروش محصولات میوه و سبزیجات ممکن است به فصول سال بستگی داشته باشد. بودجه فروش برای تولیدکنندگان دام (مانند گوشت گاو، گوسفند و بره) مطابق با برنامه تولید مثل حیوانات در نوسان است، در حالی که برای مرغ ها ممکن است استانداردتر باشد.


    شما که حتما به ارتقاء کسب و کار خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • بهره وری بازاریابی چیست؟ معیارهای آن کدامند؟

    بهره وری بازاریابی چیست؟ معیارهای آن کدامند؟

    دوستان نشریه الکترونیکی «بهره ور شو» لطف کردند و درخواست کردند مقاله ای در خصوص بهره وری برای شان بنویسم که من هم مطلب زیر را تقدیم شان کردم.

    امیدوارم این نوشته که در دومین شماره ماهنامه منتشر شده، مفید باشد و به کار شما عزیزان بیاید.

     

    لینک نشریه: دومین شماره ماهنامه بهره ور شو

     


    مقدمه:

    بازاریابی اغلب با اطلاع رسانی، تحقیقات بازار و تبلیغات همراه است اما به ندرت با تجزیه و تحلیل بهره وری همراه است. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که بازاریابی به تنهایی برای جذب مشتری و افزایش درآمد کافی است یا نه؟

     

    اگر کمپین بازاریابی شما نیاز به اصلاح داشته باشد چه؟

    اگر استراتژی بازاریابی به درستی اجرا نشود، از نظر درآمدهای کسب نشده و هزینه فرصت های از دست رفته ضرر قابل توجهی خواهید داشت. بنابراین، پیگیری کارآیی کمپین بازاریابی، که در واقع موضوع بهره وری بازاریابی است، ضرورت دارد.

     

    بیایید کمی عمیق‌تر کاوش کنیم و بهره‌وری بازاریابی، نحوه اندازه‌گیری آن و چگونگی بهبود آن را درک کنیم.

     

    1- بهره وری بازاریابی چیست؟

    نسخه ای قابل سنجش از عملکرد و کارایی یک کمپین بازاریابی است.

     

    مثلاً، شما یک کمپین بازاریابی با هدف برندسازی از طریق رسانه های اجتماعی دارید.

    به طور معمول، شما موفقیت کمپین را بر اساس چند عامل اندازه گیری می کنید، از جمله:

      • تعداد افرادی که برندسازی شما را مشاهده کرده اند.
      • تعداد کاربرانی که شما را دنبال کرده اند.
      • تعداد اشتراک‌گذاری‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی دریافت کرده اید.

    اما هر کمپین بازاریابی بیش از یک  هدف دست یافتنی دارد. بنابراین ضروری است که بازاریابان شاخص های کلیدی عملکرد، معیارهای رسانه های اجتماعی، نرخ بازگشت سرمایه(ROI) و بهره وری کلی را تجزیه و تحلیل کنند تا از میزان موفقیت هر یک از جنبه های کمپین خود مطلع شوند.

     

    2- معیارهای اندازه گیری بهره وری بازاریابی

    اصطلاح «آنچه اندازه‌گیری می‌شود، مدیریت می‌شود» در اینجا صادق است.

    بازاریابی چهار جزء اساسی دارد که کل معیارهای بهره وری حول آن می چرخد:

      • ورودی (شامل محتوا، بک لینک ها و ترافیک در صفحه وب)
      • خروجی (شامل درآمد، سهم رسانه های اجتماعی و سرنخ ها)
      • کیفیت (دارای تعامل، نرخ تبدیل و ارزش طول عمر مشتری)
      • هزینه (شامل هزینه استخدام، هزینه جذب مشتری و هزینه ابزار)

     

    لزوماً این گونه نیست که داده های کمی مانند فروش و بازده به تنهایی قادر به  نشان دادن ارزش واقعی سازمان باشند. اندازه گیری جنبه های گوناگون بهره وری و پاسخگویی به این قبیل سؤالات هم ضروری است:

      • آیا مخاطب درستی را هدف قرار می دهم؟
      • آیا من تبدیل های مورد نظر را دریافت می کنم؟
      • آیا بازگشت سرمایه (ROI) من به اندازه کافی قوی است؟
      • و سایر معیارهای بازاریابی مولد که بسته به زمینه تجاری خاص، دامنه شرکت، مدل کسب و کار، مرحله رشد شرکت و شرایط بازار می خواهید اندازه گیری کنید.

     

    با این حال، برخی از معیارهای استاندارد هم هستند که می‌توانید به عنوان معیارهای بهره‌وری به‌صورت تک تک یا تجمعی از آنها استفاده کنید تا دیدی جامع‌تر از کمپین بازاریابی خود داشته باشید.

    معیارهایی نظیر:

      • تولید سرنخ از کاربران ارگانیک
      • کل ترافیک وب سایت
      • گزارش های خدمات مشتری
      • هزینه بازاریابی به ازای هر سرنخ
      • نرخ حفظ مشتری
      • بازگشت سرمایه گذاری
      • رتبه بندی کلمات کلیدی SEO

     

    3- عواملی که بر ردیابی بهره وری بازاریابی تأثیر می گذارند

    ردیابی بهره وری 100٪ ضروری است، اما نظارت بر توانایی ردیابی بهره وری نیز مهم است. و اگر فکر می کنید نظارت بر بهره وری بازاریابی ساده است یا یک استراتژی ثابت و مداوم برای همه کمپین ها وجود دارد، در اشتباهید.

     

    عوامل مختلفی می‌توانند بر اندازه‌گیری بهره‌وری تأثیر بگذارند، از جمله تغییرات جمعیتی، تأخیر در دریافت تأییدیه‌ها، وضع مقررات قانونی جدید و تغییر در الگوها یا رفتار خرید مشتری.

     

    گرچه عوامل خارجی غیرقابل پیش بینی هستند، ولی باید گفت خوشبختانه چندان قابل توجه نیستند.

     

    آنچه از بهره وری که ذاتا در هر موقعیتی حیاتی باقی می ماند زمان و مدل کسب و کار است. به عنوان مثال، اگر یک کسب و کار فصلی دارید، باید منتظر بمانید تا فصل فعال به پایان برسد و تنها در این صورت است که می توانید معیارها را اندازه گیری کنید.

     

    4- مزایای بهینه سازی بهره وری بازاریابی

    تعریف ساده بهینه‌سازی روند بهره‌وری عبارت است از ردیابی راه‌هایی که کسب‌وکار شما از آن برای ایجاد تغییرات استفاده می‌کند.

     

    فرض کنید باید مشکلی را برطرف کنید و دو گزینه دارید:

    • خودتان مشکل را حدس بزنید و سپس آن را برطرف کنید.
    • کسی مشکل را به شما می گوید و سپس تمام وقت خود را برای رفع آن صرف می کنید.

    کدام یک را ترجیح می دهید؟ به احتمال زیاد گزینه 2، انتخاب شماست.

     

    بهینه سازی کمپین های بازاریابی نیز همین کار را انجام می دهد. شما را از حدس و گمان و تصور خارج می کنند، منطقه بروز مشکل را برای شما شناسایی می کنند و به شما امکان می دهند کاملاً روی رفع آن تمرکز کنید.

    بهینه‌سازی نه تنها بینش‌های عملی را ارائه می‌کند، بلکه با نشان دادن آنچه هست و آنچه باید باشد، بازگشت سرمایه را بهبود می‌بخشد.

     

    5- هفت راه برای افزایش بهره وری بازاریابی

    با استفاده از داشبوردهای بازاریابی موثر، می‌توانید مواردی مانند فرصت‌های رشد جدید و بازگشت سرمایه را افزایش دهید و همچنین دید واضحی از فرصت‌های سرمایه‌گذاری خوب، شیوه افزایش مشتریان بالقوه و حفظ مشتریان عالی فعلی به‌دست آورید.

     

    راه های زیادی برای افزایش بهره وری بازاریابی وجود دارد، اما ما هفت استراتژی را انتخاب کرده ایم:

     

    5-1- اتوماسیون را گسترش دهید.

    آیا تا به حال در مورد کار دقیق تر، نه سخت تر شنیده اید؟

    اتوماسیون را تا آنجا که ممکن است گسترش بدهید تا کارهای تکراری که نیازی به کمک انسانی ندارند را حذف کنید. به عنوان مثال، برنامه ریزی جلسات و پست های رسانه های اجتماعی. به این ترتیب می توانید محتوای مرتبط را در کانال های مختلف به مخاطبان خود نشان دهید. اگر یک شبکه اجتماعی کانال ترجیحی شماست، ابتدا بازدیدها را برای افزایش دسترسی به برند و ایجاد ترافیک برای صفحه خود دریافت کنید.

    این مقدمه نگاه کردن به تصویری بزرگتر در دراز مدت است که به دنبال آن زمان و تلاش خود را به چیزی سازنده تر اختصاص می دهید. برنامه اقدام پیشنهادی شامل فهرست کردن تمام فعالیت‌ها و تفکیک و تمرکز بر روی آن‌هایی است که می‌توانید انجام دهید، و تفویض اختیار یا خودکارسازی سایر فعالیت‌ها.

     

    5-2- با شلوغی دیجیتال خداحافظی کنید.

    آیا تا به حال سعی کرده اید نامه های مهم را جستجو کنید اما در میان حجم گسترده نامه های دریافتی به کمک نیاز پیدا کنید؟ اگر بله، وقت آن رسیده است که به هم ریختگی دیجیتال را سازماندهی و پاکسازی کنید. البته، جستجوهای 2-3 دقیقه اهمیت زیادی ندارند، اما در مجموع مهم هستند!

    چند زمینه رایج برای به حداقل رساندن بهم ریختگی دیجیتال به شرح زیر است:

     

    • پوشه های اضافی

    با تخصیص نام‌های مرتبط به پوشه‌هایی که هنوز «پوشه جدید» نام دارند، شروع کنید. همچنین، پوشه هایی را که چیزی در آنها ذخیره نشده است حذف کنید. هدف اساسی ایجاد یک ساختار پوشه خوب است که در آن برای هر نوع خاصی از سند، یک پوشه خاص تعیین شده است.

     

    • خبرنامه ها

    ممکن است شخصی به حذف خبرنامه های ناخواسته فکر کند، اما یک راه حل بهتر و طولانی مدت لغو اشتراک خبرنامه هایی است که دیگر برای شما مهم نیستند. اما هنگام ارسال ایمیل های خبرنامه برای مخاطبان خود، باید اطمینان حاصل کنید که آنها را اسپم نمی کنید و کسی از دامنه ایمیل شما سوء استفاده نمی کند.

     

    • اطلاعات تماس اشتباه

    اطلاعات تماس قدیمی را با مخاطبین فعال فعلی به روز کنید و مخاطبینی را که دیگر به آنها نیاز ندارید حذف کنید. این به بازیابی کارآمد توسط اعضای تیم کمک می کند.

    برای ساده‌تر کردن این فرآیند، یک کارت ویزیت دیجیتال برای ویرایش آسان شماره‌های تماس و تغییر نام ادغام کنید.

     

    5-3- منابعی را درگیر کنید که کارآمدتر هستند.

    با پیشرفت‌های تکنولوژیکی، برنامه‌ها و نرم‌افزارهایی که سریع‌تر عمل می‌کنند و وظایف را ساده‌تر می‌کنند، به آسانی در دسترس هستند. توصیه می کنیم از این منابع برای افزایش اثربخشی و در عین حال کاهش زمان بارگذاری ورودی استفاده کنید.

    به عنوان مثال، می توانید یک جدول زمانی برای همه اهداف خود تعیین کنید و با استفاده از آن، کل تیم را در یک راستا نگه دارید. وقتی کارها کامل می شوند، پیشرفت را خودکار می کند و امکان نمایش جدول زمانی، نمای پرنده از همه پروژه های شما را فراهم می کند.

     

    5-4- اهداف خود را به صورت استراتژیک تعیین کنید.

    بهره وری مستقیماً با هدف بازاریابی ارتباط دارد. ممکن است کمپین بازاریابی شما فوق العاده فعال باشد، اما بهره وری ناچیز است. اغلب، هدف به قدری غیر واقعی و دست نیافتنی است که مهم نیست که تیم بازاریابی شما چقدر سخت کار می کند، بهره وری در گودال است. 37 درصد از پروژه ها به دلیل نداشتن اهداف و اهداف مشخص با شکست مواجه می شوند.

    نکته کلیدی این است که با تعیین اهداف مشخص و قابل دستیابی، برنامه بازاریابی را ضد گلوله کنید.

     

    5-5- تخصیص مجدد منابع انسانی

    گروه بندی مجدد افراد یا تیم ها برای تقویت هم افزایی گزینه عاقلانه دیگری برای بهبود بهره وری بدون تحمیل هزینه های اضافی است.

    به عنوان مثال، A یک طراح گرافیک است که در حال حاضر به پروژه ای اختصاص داده شده است که در آن بیکار می نشیند. B یک مدیر محتوا است که همچنین تنبل است و با تیم دیگری در پروژه ای متفاوت کار می کند. نیازمند تهیه بروشور برای یک پروژه جدید به سراغ شما می آید. تشکیل تیم A و B برای شرایط جدید به جای استخدام افراد ناشناس مسیر اقدامی رو به بهبود بهره وری است.

     

    5-6- از منحنی یادگیری استفاده کنید.

    اثر منحنی یادگیری، که بهره‌وری را با تجربه پیوند می‌دهد، می‌تواند برای افزایش بهره‌وری بازاریابی مورد استفاده قرار گیرد. به عبارت ساده تر، مهارت و بهره وری کارگران با کسب تجربه بیشتر در انجام یک کار خاص به طور مکرر افزایش می یابد.

    از منحنی یادگیری برای بهبود بهره وری در بازاریابی استفاده کنید. از تغییرات زمینه ای در نیروی کار جلوگیری کنید و کارمندان باتجربه را تشویق کنید تا ابتکار عمل را برای افزایش کمپین های بازاریابی شما به کار گیرند.

     

    5-7- مدیریت زمان کارآمد

    کمپین بازاریابی شما جنبه های مختلفی دارد که باید از آنها مراقبت کنید و به راحتی ممکن است غرق در این همه جابجایی شوید. قانون کلی در اینجا برنامه ریزی است. یک برنامه مدیریت زمان استراتژیک که جدول زمانی فعالیت های مختلف را تبیین می کند، نتایج بهتری را ممکن می سازد. و چندین تحقیق در طول این دوره تأیید کرده است که برای تولید بیشتر، ابتدا باید کارهای چالش برانگیزتر را تکمیل کنید.

    بنابراین، برنامه مدیریت زمان مذکور باید ابتدا وظایف پیچیده و سپس ساده تر را ردیف کند.

     

    علاوه بر این، مدیریت گردش کار با استفاده از ابزار مدیریت پروژه که ارتباطات و همکاری را یکپارچه، ساده و خودکار می کند، بهره وری بازاریابی را بهبود می بخشد.

     

    6- نتیجه:

    «بهره وری بازاریابی» سنگ بنای یک کمپین موفق است. ردیابی آن به اندازه بازاریابی بسیار مهم است.

     

    ردیابی بهره وری بازاریابی به شما امکان می دهد ببینید کدام استراتژی برای شما خوب کار می کند و کدام خوب نیست. بنابراین به شناسایی تنگناها و خلاص شدن از شر آنها کمک می کند. این فقط به این نیست که آیا می توانید کار را سریعتر به پایان برسانید یا نه، بلکه این است که چقدر به هدف تعیین شده و نتیجه واقعی کار نزدیک هستید.

    حتی آگاه ترین و با تجربه ترین بازاریاب ها نیز با موانع بهره وری مواجه هستند.

    با این حال، با نمونه‌های معیارهای بهره‌وری که در بالا مورد بحث قرار گرفت، می‌توانید به سرعت بهره‌وری بازاریابی خود را بهبود بخشید، فرصت‌ها را بهینه کنید و ROI خوب را تضمین کنید.

     


    شما که حتما به بهره وری کسب و کار خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت مشاوره با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • انواع تقاضا در بازار، ویژگیهای آنها و نقش بازاریابی

    انواع تقاضا در بازار، ویژگیهای آنها و نقش بازاریابی

    مقدمه:

    تقاضا، تمایل خریدار است به تهیه کالا یا خدمتی جهت برآورده کردن خواسته یا نیاز خود از طریق پرداخت مبلغ مربوط به ارزش آن کالا یا خدمت.

    اینجا به تعریف چند گونه از تقاضا می پردازیم که بازاریاب برای ایفای نقش موثر باید از آنها مطلع باشد و برایشان برنامه ریزی و اقدام کند.

    آنچه اینجا می آوریم، خلاصه و تیتروار است و ان شاالله در فرصتی نزدیک با جزئیاتی بیشتر به تشریح آنها خواهیم پرداخت.

     

    1- تقاضای منفی:

    بی میلی قسمت بزرگی از بازار نسبت به یک کالا یا خدمت را گویند.

    به عنوان مثال اکثریت مردم ایران از پیام رسان های داخلی پیش از اجبار ناشی از فیلترینگ و اجبار مدارس و دانشگاه ها، استفاده نمی کردند و نسبت به آن بی میل بودند.

    Ø نقش بازاریابی:

    تجزیه و تحلیل چرایی بی میلی بازار نسبت به کالاست، برنامه ریزی برای تصحیح قیمت و یا حتی تغییر در طراحی کالا ، تغییر باورها و عقاید بازار نسب به کالا و همچنین برنامه ریزی برای تبلیغات موثر.

     

    2تقاضای صفر:

    وقتی مصرف کننده یا از وجود کالایی اطلاع ندارد یا علاقه ای به آن ندارد، تقاضا صفر است.

    به عنوان مثال کشاورزان گاه نسبت به تکنولوژی جدید علاقه ندارند.

    Ø نقش بازاریابی:

    ایجاد نوعی پیوند بین مزایای کالا و علایق و نیازهای طبیعی شخص.

     

    3- تقاضای پنهان:

    مصرف کننده نیازی شدید دارد که با کالا وخدمات موجود تامین نمی شود.

    به عنوان مثال برای خودرو در ایران با قیمت و کیفیت مناسب تقاضای پنهان وجود دارد .

    Ø نقش بازاریابی:

    برآورد اندازه بازار بالقوه و تولید کالا و خدمات موثری که تقاضای موجود را پاسخ گو باشد.

     

    4- تقاضای رو به پایین:

    پایین بودن تقاضا نسبت به یک کالا.

    به عنوان مثال کاهش تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه طی سالهای گذشته.

    Ø نقش بازاریابی:

    تجزیه و تحلیل دلایل کاهش تقاضا، تغییر جهت دادن تقاضای رو به پایین با استفاده از بازنگری مبدعانه در بازاریابی محصول.

     

    5- تقاضای بی قاعده:

    بسیاری از سازمان ها با تقاضایی روبه رو هستند که وابسته به فصل، روز یا ساعت است.

    به عنوان مثال ساعت های مصرف برق در کشور و یا استفاده از حمل و نقل عمومی در این تقاضا تولید کننده در زمان اوج مصرف دچار کمبود منابع است و در زمان تقاضای کم ظرفیت تولید بلا استفاده می ماند.

    Ø نقش بازاریابی:

    دستیابی به روش های اصلاح الگوی تقاضا با استفاده ازقیمت گذاری انعطاف پذیر، تبلیغات  پیشبردی و دیگر محرکها است. (بازاریابی انطباقی)

     

    6- تقاضای کامل:

    تولید کنندگان از گردش حجم عملیات خود رضایت کامل دارند.

    Ø نقش بازاریابی:

    حفظ سطح کنونی تقاضا در شرایط تغییر رجحان مصرف کننده و افزایش سطح رقابت.

     

    7- تقاضای بیش از حد:

    سازمان ها با سطحی از تقاضا رو به رو می شوند که بسیار بالاتر از سطحی است که خواهان آن باشند و یا بتوانند از عهده اداره آن برآیند.

    Ø نقش بازاریابی:

    دستیابی به شیوه های کاهش موقت یا دائمی تقاضا. (چند بازاریابی) ، کاستن تقاضای کل با استفاده از شیوه هایی مثل افزایش قیمت فروش، کاهش تبلیغات پیشبردی و تجدید نظر در ارائه خدمات همراه است.

     

    8- تقاضای غیر سالم و مضر:

    تمایل مصرف کنندگان به چیزی که برایشان زیان دارد.

    Ø نقش بازاریابی:

    ترساندن و هشدار دادن با ابزارهایی همچون پیام های ترس آور، افزایش قیمت فروش، عدم دسترسی به این اقلام .

     

    در نوشتاری دیگر به تشریح جزئیات بیشتر خواهیم پرداخت.

     


    شما که حتما به ارتقاء سازمان بازاریابی خود اهمیت می دهید،

    برای آموزش عملی مهارتهای بازاریابی با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • محاسبه ارزش طول عمر مشتری؛ ابزاری برای ارتباط

    محاسبه ارزش طول عمر مشتری؛ ابزاری برای ارتباط

    مقدمه:

    محاسبه‌ی ارزش طول عمر مشتری زیر مجموعه‌ی مدیریت ارتباط با مشتری است، در واقع این ابزار مرتبط با وفادارسازی مشتری قصد دارد سود خالص حاصل از تعامل با مشتری را برای سازمان محاسبه نماید.

    1- تعریف:

    ارزش طول عمر مشتری، مقدار سود ناخالص متوسطی است که هر مشتری در طول مدتی که مشتری ما باقی می‌ماند برای کسب و کار  به ارمغان می‌آورد.

    به عبارت دیگر مقدار این شاخص برابر با مبلغ متوسط سود ناخالص عاید شده از یک مشتری پیش از رویگردانی (ریزش) او است.

    ارزش طول عمر مشتری، کل ارزش مادی یک مشتری برای برند در طی مدتی است که این دو با یکدیگر در رابطه هستند.

     

    2- چرا محاسبه‌ی ارزش طول عمر مشتری مهم است؟

    از آن جا که نگهداری مشتریان قدیمی هزینه‌ی کمتری به نسبت جذب مشتریان جدید دارد، تلاش در جهت افزایش دادن مقدار شاخص ارزش طول عمر مشتری راهکاری عالی برای رشد کسب و کار است.

    با توجه به افزایش رقابت در حوزه‌های بازار و افزایش هزینه‌های جذب و نگهداری مشتری، سازمان‌ها جهت تعیین سیاست‌های تشویقی و ترویجی خود و همچنین بهینه نمودن هزینه‌های جذب و نگهداری مشتریان ناچار از طبقه‌بندی مشتریان خود هستند.

     

    محاسبه‌ی ارزش طول عمر مشتری برای پاسخ به دو سوال است:

    1- آیا مشتری در آینده با ما همکاری می‌نماید؟

    2- هزینه‌ی نگهداری مشتری برای ما چقدر است؟

     

    3- زمینه‌های کارکردی:

    ارزش طول عمر مشتری به عنوان نگاهی به آینده می‌تواند در زمینه­‌های ذیل به عنوان راهنمای کسب و کار قرار بگیرد:

    1. تحلیل سناریوی ارتباط با مشتری
    2. تحلیل پورتفولیوی طرح‌های ترویجی فروش
    3. پیش بینی سود و زیان حاصل از مشتری
    4. طراحی خدمات متفاوت به مشتریان در طی فرایندهای قبل، حین، بعد از خرید
    5. محاسبه‌ی جریان نقدی حاصل از تعامل مشتری
    6. محاسبه‌ی میزان هزینه‌ی جذب و نگهداشت مشتری
    7. بخش‌بندی مشتریان بر اساس میزان سوددهی به شرکت
    8. محاسبه‌ی میانگین هزینه‌های مشتری

     

    4- نکات مهم در مورد شاخص ارزش طول عمر مشتری:

    1. 4- یکی از کاربرد‌های مهم این شاخص، بررسی نسبت آن به شاخص‌های اندازه‌گیری کننده‌ی هزینه‌ی جذب مشتریان است که به شما کمک می‌کند پرسودترین کانال بازاریابی خود را که مشتریان جذب شده از آن بیشترین منفعت را برای شما دارند شناسایی کنید.

     

    4.2- شاخص ارزش طول عمر مشتری می‌تواند بسیار پر نوسان باشد. در واقع اگر کسب و کاری تعداد مشتریان زیادی نداشته باشد، به علت کوچک بودن جامعه‌ی آماری، این شاخص می‌تواند تحت تاثیر نوسان‌های شدید قرار بگیرد.

     

    4.3- در صورت ایجاد تحول در محصول یا خدمت ارائه شده توسط شما، ممکن است مقدار این شاخص دچار افزایش یا کاهش ناگهانی شود.

     

    5- محاسبه‌ی ارزش طول عمر مشتری:

    از محاسبه‌ی این شاخص می‌توان استراتژی مناسب شرکت برای مشتری را تدوین کرد. استراتژی‌ها عبارتند از:

    1- پرورش مشتری

    2- حفظ و نگهداری وضعیت فعلی

    3- انتقال مشتری به سایر شرکت‌های رقیب

     

    با توجه به اینکه هر صنعتی شاخص‌ها و معیارهای وفادارسازی خاص خودش را برای محاسبه‌ی ارزش مشتری در نظر می‌ گیرد، روش‌های متعدد محاسبه‌ی این شاخص ایجاد شده است.

     

    سرمایه‌ی مشتری یا Customer Equity برای ارزش­‌گذاری و قیمت­‌گذاری شرکت‌ها بسیار جذاب و ارزشمند است.

    هر چه سرمایه‌ی مشتری یک شرکت بالاتر باشد می‌تواند قیمت بالاتری برای برند خود مطالبه نماید.

     

    نحوه‌ی محاسبه‌ی شاخص ارزش طول عمر مشتری به صورت زیر است:

    نرخ ریزش/ درآمد متوسط از هر خرید مشتری = ارزش طول عمر مشتری   

     

    فرمول‌های محاسبه این شاخص وفادارسازی مشتری در فایل pdf پیوست آمده است.

     

    نکته:

    ارزش طول عمر مشتری بر اساس سود خالص که برای سازمان  ایجاد می‌نماید باید از هزینه‌ی جذب Customer Acquisition Cost آن بیشتر باشد.

     

    برای این مقاله یک فایل pdf  هم آماده کرده‌ام که از لینک زیر می‌توانید دریافت کنید:

    CUSTOMER LIFETIME VALUE- KHOUSHEHCHEEN

     


    شما که حتما به ارتباط با مشتریان و وفادارسازی آنها اهمیت می‌دهید،

    برای آموزش مهارت‌های نگهداشت مشتریان با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • بازاریابی بازگشتی یک استراتژی مقرون به صرفه

    بازاریابی بازگشتی یک استراتژی مقرون به صرفه

    مقدمه:

    هر کسب و کاری برای به حداقل رساندن هزینه‌ها و به حداکثر رساندن سود، نیاز به بازاریابی بازگشتی دارد. حفظ مشتریان موجود، مقرون به صرفه‌تر و راحت‌تر از به دست آوردن مشتریان جدید است.

     

    1- بازاریابی بازگشتی چیست؟

    بازاریابی بازگشتی، گونه‌ای از بازاریابی است که هدف آن حفظ مشتریان فعلی است. البته شامل هدف گیری مجدد مشتریان غیرفعال می‌شود.

    هدف این استراتژی بازاریابی حفظ مشتریان است، بنابراین نیازی به صرف هزینه زیادی برای جذب مشتریان جدید ندارد.

     

    2- نیاز کسب و کارها به بازاریابی بازگشتی

    دو دلیل اصلی، داشتن استراتژی‌های بازاریابی بازگشتی را برای هر کسب و کاری ضروری می‌کند:

     

    2-1- مشتریان تکراری وفادارتر هستند و بیشتر خرج می کنند.

    اولاً، اگر مشتریان خود را به مشتریان مکرر تبدیل کنید، وفادارتر خواهند شد و احتمالاً بیشتر هم در فروشگاه شما خرج می‌کنند. در بررسی‌های علمی تاکید شده که با تقبل هزینه‌های حفظ مشتری به میزان 5 درصد، می‌توان انتظار افزایش 25 تا 95 درصدی سود را داشت.

    شانس خرید در آینده نیز با هر خرید تازه افزایش می‌یابد. اگر مشتریان پس از یک بار خرید مجدداً به شما مراجعه کنند، 60 تا 70 درصد شانس بیشتری برای خرید مجدد دارند. وقتی شخصی یک خرید تکراری انجام می‌دهد، به احتمال زیاد به یکی از بهترین مشتریان شما تبدیل می‌شود و ارزش طول عمر مشتری بالاتری دارد.

     

    2-2- نگهداشت مشتریان تکراری بسیار ارزان‌تر از جذب مشتریان جدید است.

    دلیل دیگر این است که بازگشت مشتریان فعلی بسیار ارزان تر از به دست آوردن مشتریان جدید است. به عنوان مرجع، شانس شما برای فروش به یک مشتری فعلی 60-70 درصد است. در مقابل، این عدد برای مشتریان جدید فقط 5 تا 20 درصد است.

    ایجاد فهرست تازه از مشتریان تازه و بازاریابی اکتسابی نیز گران و زمان‌بر است.

    همچنین باید در نظر داشته باشید که به دست آوردن مشتریان جدید می تواند پنج برابر بیشتر از نگه داشتن یک مشتری فعلی هزینه داشته باشد.

    به عبارت دیگر، استراتژی‌های حفظ، نسبت به جذب مداوم مشتریان جدید استفاده مؤثرتری از بودجه بازاریابی شما می‌کنند.

     

    البته، همچنان باید روش‌های بازاریابی اکتسابی را در نظر بگیرید. فقط تمرکز بر کمپین‌های بازاریابی بازگشتی را فراموش نکنید.

     

    3- با این چهار سوال بازاریابی بازگشتی را یاد بگیرید:

    همانطور که استراتژی حفظ مشتری خود را ایجاد می کنید، سوالات زیر را از خود بپرسید تا بینش ارزشمندی به دست آورید. برخی از این پاسخ‌ها را می‌توانید در برنامه‌های تحلیلی مانند Google Analytics بیابید. پاسخ‌های دیگر می‌تواند از نظرسنجی‌ها و بررسی‌ها باشد. گرچه برخی از این‌ها مختص فروشگاه‌های آنلاین هستند، اما همه‌ی آنها در مشاغل محلی پاسخگو هستند.

    3-1- چند کاربر از سایت من خارج می‌شوند؟

    به تعداد مشتریانی که بدون خرید از سایت شما خارج می‌شوند، نگاه کنید، زیرا این به شما کمک می‌کند تا ببینید تلاش‌های شما برای حفظ و نگهداری در سایت چقدر خوب پیش می‌رود.

    3-2- «تجربه در محل» برای مشتریان بازگشتی، در مقابل مشتریان جدید چگونه است؟

    از مشتریان بازگشتی بپرسید که در هنگام بازگشت چه چیزی را در مورد وب سایت مورد توجه قرار داده‌اند: نمایش محصولات پیشنهادی بر اساس خریدهای قبلی و کوکی‌ها، یا هر آنچه به شیوه‌های قدیمی وارد سیستم شده‌؟

    3-3- آیا مشتریان با برند من ارتباط عاطفی احساس می‌کنند؟

    از مشتریان بپرسید که آیا ارتباط عاطفی با برند شما احساس می‌کنند یا خیر؟

    اگر این کار را انجام دهند، احتمال بیشتری دارد که وفادار شوند. شما می توانید این ارتباط را از طریق ارتباط شخصی سازی شده ایجاد کنید، مانند بازاریابی پیامکی یا از طریق بازاریابی بصری موثر مانند استفاده از متن یا و شعارها.

    همچنین می توانید از طریق رسانه های اجتماعی برای پیشبرد استراتژی بازاریابی بازگشتی خود ارتباط برقرار کنید.

    3-4- چرا مشتریان من خرید نمی‌کنند؟

    می‌توانید بر اساس تجزیه و تحلیل وب‌سایت، به‌ویژه با فهمیدن اینکه اغلب در چه مرحله‌ای از فرآیند خرید شما را ترک می‌کنند، ایده‌ای درباره اینکه چرا مشتریان خرید نمی‌کنند، دریافت کنید. اما راه عالی دیگر برای پیدا کردن این موضوع، پرسش از مشتریان موجود در نظرسنجی‌ها است.

     

    4- شاخص­های بازگشت مشتری

    شاخص­های زیادی برای بازگشت مشتری وجود دارد که می­‌توانید برای ارزیابی اثربخشی کمپین خود اندازه‌گیری کنید، اما موارد زیر مهمترین آنها هستند:

     

    *نرخ کاهش درآمد

    برای محاسبه نرخ ریزش درآمد، باید درآمد دوره ای ماهانه (MRR) را در ابتدا و انتهای ماه بدانید.

    MRR در پایان ماه را از رقم ابتدای ماه کم کنید. سپس MRR در ارتقاء (فروش و فروش متقابل) را از آن ماه کم کنید. کل را بر MRR از ابتدای ماه تقسیم کنید.

    این به شما می گوید که چقدر درآمد از مشتریان خود در یک ماه از دست داده‌اید.

     

    *نرخ ریزش مشتری

    نرخ ریزش مشتری یکی از ساده ترین و حیاتی ترین معیارهای حفظ مشتری است.

    نرخ ریزش مشتریان را با کم کردن تعداد مشتریان در پایان سال از تعداد ابتدایی و سپس تقسیم آن بر تعداد مشتریان در ابتدا محاسبه کنید.

    این به شما نرخی را نشان می دهد که مشتریان با آن از شما خرید نمی کنند. فقط به یاد داشته باشید که برخی از فرسایش طبیعی است. اگر نرخ ریزش بیش از 5-7 درصد است، دلیل آن را بیابید و برای کاهش این رقم، استراتژی‌های بازگشت را اجرا کنید.

     

    *خریدهای تکراری

    هدف شما از بازاریابی بازگشتی مشتری، جذب مشتریان تکرارشونده است، بنابراین منطقی است که این رقم را به عنوان بخشی از نرخ حفظ خود محاسبه کنید.

    برای انجام این کار، تعداد مشتریان بازگشتی خود را بر تعداد کل مشتریان تقسیم کنید. نتیجه یک نسبت خواهد بود. می توانید از این نسبت برای دریافت ایده ای از وفاداری مشتری استفاده کنید.

     

    فرمول محاسبات این شاخصها در فایل pdf پیوست آمده است.

     

    5- چگونه می‌توانم استراتژی بازاریابی بازگشتی خود را بهبود بخشم؟

    روش­های زیر می­‌توانند استراتژی بازاریابی بازگشتی شما را با در نظر گرفتن تمام این اطلاعات بهبود بخشند. آنها را به عنوان نمونه­‌های بازاریابی بازگشتی و نگهداری که می‌­تواند به شما در بهبود روابط با مشتری و حفظ مشتریان فعلی کمک کند در نظر بگیرید.

    • مشتریان خود را با نقشه سفر مشتری درک کنید.

    شما می خواهید ترجیحات و درگیری­های مشتریان خود را درک کنید تا بتوانید آنها را در استراتژی بازگشت خود بگنجانید. یک راه عالی برای انجام این کار، نقشه سفر مشتری و پرسونای خریدار است که شامل مطالعه تعاملات واقعی یا شبیه سازی شده مشتریان با یک برند در طول زمان است. سپس، از بازاریابی چرخه عمر برای هدف قرار دادن مشتریان در مراحل مختلف سفر استفاده کنید.

     

    • از داده­‌ها برای ایجاد ارتباطات شخصی با مشتری استفاده کنید.

    اگر مشتریان احساس کنند که تلاش‌های بازاریابی شما برای آنها شخصی سازی شده است، احتمال بازگشت آنها بسیار بیشتر است. برای انجام این کار، به داده‌هایی تکیه کنید که به شما کمک می‌کند مشتریان را هدف قرار داده و تقسیم بندی کنید. سپس، محتوای شخصی شده را برای آنها ارسال کنید.

    ارسال محتوای شخصی سازی شده ساده تر از آن چیزی است که تصور می کنید. به عنوان مثال، بازاریابی پیامکی به شما امکان می‌دهد الگوهایی ایجاد کنید و به طور خودکار فیلدهای خاص را پر کنید. اگر این را با تقسیم بندی ترکیب کنید، باید نتایج عالی را از نظر حفظ مشتری ببینید.

     

    • اشتراک گذاری بازخورد را برای کاربران آسان کنید.

    یکی از بخش‌های حفظ مشتری این است که اطمینان حاصل شود که مشتریان فعلی شما راضی هستند. اما اگر از وجود آنها ندانید، نمی‌توانید مشکلات مربوط به تجربه مشتری را برطرف کنید. از این مشکل جلوگیری کنید و از مشتریان در مورد تجربه آنها سوال کنید، از جمله اینکه چه چیزی را بهبود می بخشند یا تغییر می دهند و چه چیزی را دوست دارند.

    یک فرم بازخورد ساده یا ارسال پیامک به یک لینک نظرسنجی راهی عالی برای انجام این کار است. فقط مطمئن شوید که مشتریان به راحتی می توانند در صورت تمایل به شما بازخورد بدهند تا بتوانید اطلاعات مشتری را جمع آوری کنید.

     

    • برنامه‌های وفاداری ایجاد کنید.

    ایجاد برنامه‌های پاداش یا وفاداری یکی از موثرترین استراتژی های بازاریابی بازگشتی است که بخشی از دلیل محبوبیت آن است. می‌توانید از برنامه وفاداری برای دسترسی انحصاری، پیشنهادهای ویژه یا تخفیف به مشتریان بازگشتی استفاده کنید.

     

    • جامعه‌­ای از مشتریان وفادار ایجاد کنید.

    اگر مطمئن نیستید که برنامه‌های وفاداری برای شما مناسب هستند یا نه، می‌توانید جامعه‌ای از مشتریان وفادار ایجاد کنید، مانند شبکه‌های اجتماعی. شما می‌توانید از همان تاکتیک های بازاریابی بازگشتی و نگهداری مانند برنامه وفاداری استفاده کنید.

    به یاد داشته باشید که مشتریان متعهد وفادارترین مشتریان شما خواهند بود. این را در نظر داشته باشید و از گروه های رسانه های اجتماعی برای تقویت تعامل مشتری در جامعه استفاده کنید.

     

    • ارائه خدمات عالی به مشتریان

    مشتریان شما اگر تجربه خوبی داشته باشند به احتمال زیاد وفادار می شوند و بخشی از آن از خدمات مشتری ناشی می شود. به این ترتیب، شما باید خدمات مشتری خود را در اولویت قرار دهید.

    راه‌های مختلفی برای انجام این کار وجود دارد، اما مهمترین چیز این است که مشتریان بتوانند از طریق کانال‌های دلخواه خود با شما ارتباط برقرار کنند. این ممکن است شامل رسانه های اجتماعی، پیامک و ایمیل باشد.

    فراموش نکنید که ارتباط دو طرفه است. مشتریان فقط نمی خواهند با شما تماس بگیرند. آنها همچنین از شما می خواهند که به روز رسانی های مهم را با آنها به اشتراک بگذارید.

     

    • تخفیف­‌های شخصی

    قبلاً به شخصی‌سازی اشاره کردیم، اما موفق‌ترین استراتژی‌های بازاریابی بازگشتی این موضوع را به سطح بعدی ارتقا می‌دهند و تخفیف‌های شخصی‌شده را نیز ارائه می‌دهند.

    این کار را هم می‌توانید به راحتی با بازاریابی پیامکی یا ایمیل مارکتینگ انجام دهید. از بین این دو، بازاریابی پیامکی به دلیل نرخ باز شدن بالاتر، ایده آل خواهد بود.

     

    برای این مقاله یک فایل pdf  هم آماده کرده‌ام که از لینک زیر می‌توانید دریافت کنید:

    RETENTION MARKETING – KHOUSHEHCHEEN


    شما که حتما به بهبود تجربه مشتری و وفادارسازی آنها اهمیت می دهید،

    برای آموزش مهارت‌های وفادارسازی مشتریان با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • درگیری ذهنی و تبلیغات نوستالژیک

    درگیری ذهنی و تبلیغات نوستالژیک

    مقدمه:

    در این نوشته قصد دارم از یکی از شیوه های تبلیغاتی بنویسم که از طریق ایجاد درگیری ذهنی برای مخاطبان می تواند آنها را ترغیب به خرید کند و به عبارتی آنها را از یک مشتری بالقوه به مشتری وفادار کسب و کار تبدیل کند.

    اجازه بدهید ابتدا از تعریف واژگانی آغاز کنم که در این نوشته زیاد تکرار خواهند شد.

     

    • درگيري ذهني:

    • درگیری ذهنی از روانشناسي اجتماعي نشات گرفته است و برداشتي است از درگيري درونی فرد كه به روابط او با يك هدف يا موضوع اشاره دارد. برخي تحقيق در مورد درگيري ذهني را به مطالعات الپورت[1]در سال 1943 پيوند مي زنند. او بيان كرد كه درگيري ذهني از رفتارهاي بنيادين بوده و از درگيري ضمير نشات مي گیرد. (مهديه و چوبتراش، 1393)

     

    • نوستالژی:

    • چنانکه در فرهنگ فارسی محمدمعین آمده، نوستالوژی[با همین اعراب] عبارت است از دلتنگی به سبب دوری از وطن یا دلتنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین.

     

    • تبلیغات نوستالژیک:

    • برانگیختن احساسات و تمرکز بر ایجاد رابطه عاطفی با مخاطبان با اضافه کردن عامل نوستالژیک در طراحی تبلیغات با هدف جلب توجه خاص مخاطبان.

     

    • در تبلیغات نوستالژیک از نمادها، نشانه ها و داستان های قدیمی که بخش مهمی از مخاطبان با آنها خاطره دارند برای ایجاد درگیری ذهنی در مخاطب استفاده می کنیم. شرکتهای کوچک و بزرگ زیادی از این تکنیک برای تبلیغات خود استفاده می کنند. داستان های جهان شمول و بسیار شناخته شده، کارایی بیشتری در این زمینه دارند. مثل داستان جوجه اردک، لوبیای سحرآمیز و …

    نوستالژی از چه می گوید؟

    نوستالژی نخستین بار توسط یک پزشک سوئیسی به نام جوهانس هوفر در مقاله‌ای برای توصیف حالات روحی دو سرباز در کوه های آلپ به کار رفت که به سبب موقعیت خدمتی خود بسیار دلتنگ خانواده شده بودند و با احیای خاطرات گذشته، حالاتی از بیماری روانی را بروز می دادند.

    دیویس[2] در سال 1979 چنین گفته است: نوستالژی یک پدیده جامعه شناختی است که به افراد کمک می کند تا در مواجهه با تغییر و تحولات زندگی همچنان هویت خود را حفظ کنند. تغییر و تحولاتی مثل تغییر هویت از کودکی به بلوغ، از نوجوانی به بزرگسالی، از دوران مجردی به دوران متاهلی، از همسر بودن تا والد شدن و … (هولاک و دیگران، 2008)

     

    در تمام تعاریف ارائه شده از نوستالژی به نوعی به واژه های «احساس دلتنگی» و «تعلق خاطر به تجربه ای در گذشته» اشاره شده است. در اینجا نوستالژی را چنین تعریف می کنیم:

    «احساس دلتنگی ناشی از تعلق خاطر به تجربه ای شاد یا غم انگیز از افراد ، وقایع یا اشیاء در گذشته که در شخص حسرت و تمایل به زندگی در آن زمان را ایجاد می کند.»

     

    لازم به ذکر است که نوستالژی هم به خاطرات شیرین گذشته ربط دارد، هم به خاطرات ناخوشایند. و این گونه نیست که تنها با خاطرات شیرین و مورد علاقه پیوند داشته باشد. مهم حسی است که به یاد آوری و مرور آن خاطرات در ذهن فرد ایجاد می کنند.

    درگیری ذهنی مفهومی در بازاریابی:

    کروگمن[3] اولین کسی بود که درگیری ذهنی را به مفاهیم بازاریابی اضافه کرد.

    او با استفاده از تئوري يادگيري، دريافت افراد، تبليغاتي را كه در ابتدا و انتها نمايش داده مي شوند بهتر به خاطر مي سپارند.

    كروگمن در نوشته ای که در 1965 منتشر شد بيان كرد در واقع تبليغات، سطوح پاييني از درگيري ذهني را دارا هستند.  از زمان ادعاي مهم وي درباره تبليغات تلويزيوني، ساختار درگيري ذهني به عاملي مهم در مطالعه اثربخشي تبليغات تبديل شد. پس از اندازه گيري میزان درگيري ذهني با تبليغات توسط كروگمن، اين مفهوم به بازاريابي و رفتار مصرف كننده پيوند زده شد.

     

    چرا تبلیغات نوستالژیک؟

    بازاریابی نسل سوم در پی تسخیر روح و ذهن مخاطبان بود.

    ابزارهای مختلفی برای موفقیت در  مسیر تسخیر روح و دهن مخاطب وجود دارند که یکی از آنها تبلیغات است که از قدیمی ترین ابزارهای موفقیت در بازاریابی بوده و در همسویی با شیوه های نوین بازاریابی به شکل مقتضی به روز گردیده و نقش اساسی خود را در این مهم به خوبی حفظ کرده و در حقیقت ارتقاء داده است.

    یکی از شیوه های نوین تبلیغات، «تبلیغات نوستالژیک» است.

    شرکت ها، سرمایه گذاری کلاني در حوزه تبلیغات انجام می دهند. با ا ین وصف اگر مصرف کننده در مواجهه با پیام، در توجه به آن و یا در به خاطرآوردن آن درلحظه خرید دچار اشتباه شود، سرمایه گذاری در تبلیغات شکست خواهد خورد.

    تبلیغات نوستالژیک، اجازه دادن به مصرف کنندگان برای بازگشت ذهنی به تجربه ی مطلوب گذشته و استخراج احساسات مثبت ناشی از قرار گرفتن در معرض محصول است. مصرف محصولات نوستالژیک راهی برای ایجاد حس خودشناسی در افراد است.

     

    در تبلیغات نوستالژیک در پی فعال سازی خاطرات دلنشین و تاثیرگذار مخاطب برای برانگیختن احساسات و عواطف او با هدف جلب توجه ویژه اش به تبلیغات هستیم تا بتوانیم راه نفوذ در ذهن و روح مشتری را باز نماییم. از سوی دیگر «درگیری ذهنی» که به استناد نوشته های صاحبنظران، حالتی روانی است برخاسته از درگیری درونی افراد با هدف و موضوعی مهم، ابعادی پنجگانه دارد که با عواطف مشتری که تبلیغات نوستالژیک به دنبال برانگیختن آنها است ارتباط دارد.

     

    تحقیقات خیلی زیادی روی تاثیر نوستالژی بر تبلیغات صورت نگرفته است، اما تحقیقات مختلف بازاریابی تایید می کنند که استفاده از نوستالژی در تبلیغات عامل ایجاد تحریک، سرگرمی و اقناع است. به علاوه تصاویر ذهنی خلق شده از موقعیت های تجربه شده در گذشته، القاء کننده ی احساسات مثبت در مخاطب هستند.

     

    رابرت برچ[4] (2011) می گوید: استفاده از نوستالژی به عنوان ابزار تبلیغاتی عاطفی از سوی نشریات تجاری متعددی به عنوان یک تاکتیک تبلیغاتی بسیار موثر و متقاعد کننده مورد تأکید قرار گرفته است. از این رو است که ما استفاده از نوستالژی را در بسیاری از کمپین های تبلیغاتی شاهد هستیم.

     

    نتیجه گیری:

    یک پیام نوستالژیک، در مقایسه با پیام متمرکز بر زمان حال، افزاینده ی درک از خود بوده و منجر به یک نگرش مثبت تر به تبلیغات، نگرش به برند و قصد خرید قوی تر می شود. برخلاف انتظار، هیچ یک از این اثرات بر اساس نوع محصول متفاوت نیستند. نوستالژی و نگرش به برند، منجر به قصد مصرف کننده به خرید یک محصول می شود.

     

    تبلیغات نوستالژیک آگاهانه ممکن است تجربیات گذشته و خاطرات قدیمی را با ایجاد و یا به یادآوری واکنش های عاطفی مثبت زنده کند. چنانکه محصولات نیز ممکن است در زمان مصرف، احساسات نوستالژیک را ایجاد کنند و اجازه دهند مصرف کنندگان به «تجربه ی مجدد» جنبه های گذشته خود دست یابند و یا تجربه گذشته جمعی از جامعه را نیابتاً از طریق فانتزی درک کنند.

     

    منابع :

    • مهدیه، امید و چوبتراش، نشاط، «درگیری ذهنی مصرف کننده و تصمیم گیری خرید- مورد مطالعه: تلفن همراه» ، مدیریت بازاریابی ، شماره 22 ، بهمن 1393.
    •  Holak, A. V. Matveev, and W. I. Havlena, “Nostalgia in post-socialist Russia: Exploring applications to advertising strategy”. Journal of Business Research, Nol. 61, pp. 172-178, 2008.

    اسامی اشخاص:

    [1] Allport

    [2] Davis

    [3] Krugman

    [4] Brecht

     


    نویسنده ارائه ای با این عنوان در مقطع دکترا داشته است که مورد استقبال بسیار واقع شده است.


    شما که حتما به بهبود تبلیغات محصولات و کسب و کار خود اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت و ثبت سفارش پروژه های خود با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • تحقیقات بازاریابی چیست و به چه کار می آید؟

    تحقیقات بازاریابی چیست و به چه کار می آید؟

    1- مقدمه:

    تحقیقات بازاریابی یکی از گیراترین و جذاب ترین جنبه های بازاریابی است.

    یکی از اهداف اصلی بازاریابی، شناسایی و سپس برآورده ساختن نیازهای گروه های مختلف مشتریان است. این گروه های مختلف شامل: مصرف کنندگان، کارکنان، اعضای شبکه توزیع، شرکتهای تحقیقات بازار است.

    بدین منظور مدیران بازاریابی نیازمند اطلاعاتی درباره گروه های مختلف مشتریان، رقبا، و سایر عوامل هستند.

    در سالهای اخیر، اطلاعات به جا و بهنگام بازار ارزشمندتر از قبل شده است. سرعت ورود محصولات جدید به بازار، رقبای بین المللی و محلی، افزایش تقاضا و بالا رفتن نسبی آگاهی مشتریان، همگی منجر به اهمیت یافتن این نوع داده های بازار شده اند.

    تحقیقات بازاریابی یکی از گیراترین و جذاب ترین جنبه های بازاریابی است. اطلاعات ارزشمندی برای شرکتها فراهم می آورد که همه فعالیتهای بازاریابی آنها را هدایت می کند …. تحقیقات بازاریابی انواع بنگاهها را در بر می گیرد و به تبع آن، فرصتهای شغلی گوناگونی فراهم می آورد.

     

    2- تعریف:

    تحقیقات بازاریابی عبارت است از شناسایی، گردآوری، تحلیل، انتشار و کاربرد سیستماتیک و علمی اطلاعاتی که برای بهبود تصمیم گیری های مرتبط با شناسایی و حل مسائل بازاریابی به کار می رود.

    … تحقیقات بازاریابی سیتماتیک است یعنی می توان فرآیند آن را پیش بینی کرد. پروژه ی تحقیقات بازاریابی، برنامه ریزی و مستندسازی می شود. پایه ی علمی دارد و در آن داده ها گردآوری و تحلیل می شوند تا از آنها دستاوردی حاصل شود.

     

    3- طبقه بندی:

    سازمانها به دو دلیل در تحقیقات بازاریابی شرکت می کنند:

    1- شناسایی مساله

    2- حل مساله

     

    3-1- تحقیقات شناسایی مساله:

    • تحقیقات تخمین پتانسیل بازار
    • تحقیقات سهم بازار
    • تحقیقات تصویر ذهنی
    • تحقیقات ویژگی های بازار
    • پیش بینی تقاضای بازار
    • روندهای آتی کسب و کار

     

    3-2- تحقیقات حل مساله:

    • تحقیقات بخش بندی بازار
    • تحقیقات محصول
    • تحقیقات قیمت گذاری
    • تحقیقات تبلیغاتی
    • شبکه توزیع

     

    4- فرآیند تحقیقات بازاریابی:

    فرآیند کلی شامل شش گام است. این گامها کلی هستند و می توان آن ها را برای تحقیق در هر یک از زمینه های عملیاتی (بازاریابی، حسابداری، مالی و …) استفاده کرد. این گامها عبارتند از:

    • تعریف مساله پژوهش
    • تدوین رویکردی برای مساله پژوهش
    • تدوین طرح پژوهش
    • اجرای عملیات میدانی یا گردآوری داده ها
    • آماده سازی و تجزیه و تحلیل داده ها
    • آماده سازی و ارائه گزارش

     

    نهایتاً، وظیفه ی تحقیقات بازاریابی، ارزیابی اطلاعاتی و در اختیار نهادن اطلاعات معتبر، پایا و تازه به مدیریت برای کمک به تصمیم گیری های بازاریابی است. 

     


    این نوشته برگرفته از فصل اول کتاب تحقیقات بازاریابی نوشته پروفسور نارش مالهوترا است که توسط آقای دکتر کامبیز حیدرزاده و خانم دکتر بهار تیمورپور ترجمه و توسط انتشارات مهربان روانه ی بازار نشر شده است.


    شما که حتما به تحقیقات با کیفیت و دقیق اهمیت می دهید،

    برای تعیین وقت و ثبت سفارش پروژه های خود با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • وفادارسازی مشتریان فرآیندی دشوارتر از گذشته

    وفادارسازی مشتریان فرآیندی دشوارتر از گذشته

    مقدمه:

    تمام تلاشهای سازمان ، مدیران و کارکنان آن با یک هدف مشترک صورت می­ گیرد: جلب رضایت مشتریان و البته رسیدن به فراتر از آن؛ وفادارسازی مشتری.

    جلب رضایتی که قرار است مدت زمانی طولانی فراهم شود، به نحوی که به حذف و کنارزدن تک تک رقبا بینجامد.

    مشتری بماند و در بلند مدت مشتری ما باشد، در بلند مدت ما را انتخاب کند و  بر رقبای مان ترجیح دهد.

    اما،

    یک سوال: راز ماندگاری مشتریان چیست؟

    آیا ماندگاری مشتری رازی دارد؟

    پیش از ارائه­ ی پاسخ این سوال، لازم می­ دانم به این موضوع مهم بپردازم که امروزه برخورداری کسب و کارها از وجود مشتریان وفادار، دشوارتر از گذشته شده است.

     

    چرا دستیابی به مشتریان وفادار دشوارتر از گذشته شده است؟

    بی شک، امروزه به ویژه در بخش کالاهای تندمصرف، تعداد فروشگاههای موجود در محلات، در اندازه ها و ابعاد مختلف خیلی زیادتر از چیزی است که در یک دهه­ ی پیش بود.

    نه تنها در شهرهای بزرگ، که حتی در شهرهای متوسط و برخی شهرهای کوچک هم دیدن شعبه هایی از یک فروشگاه زنجیره ای کسی را متعجب نمی کند.

    همینطور از دیدن فروشگاه های فروش البسه و لوازم برند هم چندان متعجب نخواهیم شد.

    این یعنی، دسترسی مشتریان به فروشگاه ها، دیگر امری دشوار نیست. فضا، فضایی به شدت رقابتی و انباشته از حضور رقبای گوناگون در اغلب دسته های محصول و خدمات است.

    پس، یافتن یک فروشگاه برای مشتریان راحت تر از یافتن مشتری برای فروشگاهها شده است.

    با کمی تامل به این نکته پی خواهیم برد که در کنار تلاش هایی که برای جذب و جلب مشتریان می­ کنیم، باید برنامه ریزی خاص و جداگانه ای هم برای نگهداشت مشتریان موجود داشته باشیم. برنامه ای به شدت، به روز، جدید، و دارای ویژگی انعطافپذیری و برخوردار از جزئیات درست و دقیق و مناسب. در فضای موجود هر گونه تعلل در برآورده ساختن نیازها و خواسته ها و به عبارتی منویات مشتریان، منجر به از دست دادن بازار و به تبع آن محرومیت از درآمد و سود خواهد شد و این یعنی حرکت به سمت از مرگ کسب و کارمان.

     

    کافی است کوچکترین تاخیری در فراهم ساختن آن چه مشتری دوست دارد داشته باشیم، تا ببینیم چه راحت مشتری طولانی مدت مان را گاه برای همیشه از دست خواهیم داد. برای یک برتری که در رقیب دیده به سمت او می­رود ولی از آن به بعد دیگر مشتری او خواهد بود، به ویژه اگر رقیب ما برای نگهداشتش برنامه­ ریزی کرده باشد.

    این موضوع ما را به این نکته ­ی مهم دیگر می­رساند:

    نکته: وفاداری مفهومی به شدت شکننده و ناپایدار است.

     

    حالا می خواهم برگردم بر سر سوال اول: راز ماندگاری مشتریان چیست؟

    در فضای به شدت رقابتی کسب وکار که توضیح دادم و البته با آن ناآشنا هم نبودیم، هر کس به دنبال رسیدن به رضایت مشتری و ارائه­ ی محصولات و خدماتی فراتر از انتظار مشتریان است تا بتواند مشتری را در بلندمدت در کنار خودش نگه دارد.

    اما روش های انتخابی هر کدام از صاحبان کسب و کار متفاوت است.

    اجازه بدهید چند نمونه از شیوه های انتخابی را مرور کنیم.

    نمونه هایی از شیوه های انتخابی:

    1- غفلت از رقابت:

    برخی از صاحبان کسب و کار علی­رغم اینکه می­ بینند هر روز در نزدیکی ­شان فروشگاه های جدیدی سر از خاک بر می ­آورند اما همچنان در این اندیشه­ ی باطل هستند که ما مشتری خودمان را داریم. این افراد از شکننده بودن مفهوم وفاداری بی خبر یا به آن بی­ توجهند. این گروه در واقع برنامه ­ریزی خاصی برای جذب مشتریان تازه و نگهداشت مشتریان قدیمی خود ندارند.

     

    لازم است توجه ایشان را به این جمله­ ی فیلیپ کاتلر جلب کنیم که هیچ وفاداری ای نیست که با چند سِنت تخفیف نتوان بر آن غلبه کرد.

     

    2- فریب ناشی از فزونی مشتریان:

    عده ای دیگر از صاحبان فروشگاه ها و کسب و کارها، باورشان این است که تعداد مشتریان آن اندازه زیاد است که نگرانی بابت یافتن مشتری بیهوده است. این گروه بیشتر در کسب و کارهایی دیده می­ شوند که در مناطق پرجمعیت فعالند و محصولات متنوع و تندمصرف تولید یا عرضه می­ کنند.

    اشتباه اصلی این گروه این است که تصور می­ کنند مشتریان با هم قرار گذاشته ­اند که فروشگاه های منطقه را بین خودشان تقسیم کنند و در دسته­ های مساوی به سراغ هر کدام­شان بروند.

     

    واقعا چنین تصمیمی و چنین وضعیتی قابل تصور است؟! قطعاً خیر. مشتری فقط و فقط علاقه­ مند است آن چه را می­ خواهد در بهترین شکل ممکن برایش فراهم کنند، هر کس چنین کرد مورد انتخابش قرار می­گیرد، هر که را چنین نکرد، به راحتی ترک می­ کند.

     

    این ما هستیم که باید برای جلب او به سمت خودمان تلاش کنیم تا برنده­ ی رقابت بی چون و چرا با دیگر فعالان بازار باشیم.

     


    این مقاله را برای بخش کسب و کار ماهنامه ی «موفقیت» نوشته ام که در شماره ی آبان ماه 1400 به چاپ رسیده است.


    شما که حتما به ارتقاء مهارتهای فروشندگان خود اهمیت می دهید،

    برای آموزش عملی مهارتهای فروش به آنها با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.

  • چک لیست برای فروشندگان

    چک لیست برای فروشندگان

    نکات آموزنده و ضروری بسیاری در باب مذاکره ی موثر وجود دارند که در کلاس ها و سمینارها و مقالات مختلفی به آنها پرداخته شده و می شود، ولی نکته ای که در اینجا قصد طرح آن را دارم ضرورت وجود یک ابزار بسیار مهم است؛  ابزاری با نام چک لیست مذاکره.

     

    تعریف «چک لیست مذاکره» چیست و چه کاربردی دارد؟

    فروشندگان سیار، بازاریابان و ویزیتورها در یک روز کاری به مکان های متعددی مراجعه می کنند و با افراد متفاوتی که دارای فرهنگ ها و نگاه ها و اولویت های گوناگون هم هستند وارد گفتگو خواهند شد. بدین ترتیب، احتمالاً بخشی از پرسش های مشتریان غیر تکراری و غیر قابل پیش بینی خواهند بود؛ یعنی، این امکان وجود دارد که فرصت کافی برای تشریح تمام ابعاد محصول در اختیار نباشد.

    همچنین این احتمال وجود دارد که پرسش های مشتری یا بحث های پیش بینی نشده ای که در مسیر گفت و گو پیش می آیند، باعث شوند که فروشنده یا ویزیتور زمان را از دست بدهد یا به واسطه ی پراکندگی بحث ها، بخش هایی از آن چه که برای ارائه آماده کرده بود ناخواسته به فراموشی سپرده شود.

    برای غلبه بر این تهدید بالقوه ضرورت دارد که پیش از عزیمت به محل مشتریان، «چک لیست مذاکره» تهیه کرده و همراه خود داشته باشیم.

     

    • تعریف: «چک لیست مذاکره، فهرستی است از مواردی که قصد طرح کردن آنها در مذاکره ی فروش را داریم.»

     

    • کاربرد: «چک لیست، کمک می کند تا در حین مذاکره و لابه لای بحث ها و تبادل نظرها با مراجعه به آن فهرست، مسیر بحث و مذاکره را کنترل کرده و از انحراف بحث جلوگیری کرده و بدین ترتیب بتوانیم از زمان و منابع در اختیار بیشترین و بهترین بهره را ببریم.»

     

    «چک لیست مذاکره» چه محتوایی دارد؟

    بدیهی است که با توجه به «تنوع محصولات» ، «تنوع مشتریان» و «تنوع فرهنگ» افراد – چه فروشنده و چه مشتری- نمی توان فهرستی ثابت و دقیق از آنچه لازم است در یک چک لیست گنجانیده شود ارائه کرد. اما موارد عمومی تری وجود دارند که می توانند در انواع مختلف مذاکرات فروش به کار آیند.

     

    برخی از این موارد بدون اولویت عبارتند از:

    • ویژگی های فیزیکی و ذاتی محصول؛
    • مزیت های رقابتی محصول؛
    • منافعی که محصول ما به مشتری می رساند؛
    • جایگاه و سابقه ی شرکت در بازار محصول؛
    • ارائه ی بروشورها، کاتالوگ ها و کارت ویزیت شرکت، محصول و شاید فروشنده؛
    • شرایط شرکت در خصوص نحوه ی تحویل محصول؛
    • قیمت و چگونگی پرداخت وجه و تسویه حساب با مشتری (و در صورت وجود اشکال مختلف پرداخت، تشریح هر یک از آنها) ؛
    • تخفیفات، ضمانت ها، خدمات پس از فروش، مراکز ارائه ی این خدمات؛
    • جوایز و هدایای احتمالی شرکت برای مشتریان؛
    • نحوه ی برقراری ارتباط مشتری با شرکت (نشانی نزدیکترین نمایندگی ها)؛
    • فهرست مشتریان عمده ی مطرح و شناخته شده (در صورتی که محدودیتی از سوی آن مشتریان برای ذکر نام وجود نداشته نباشد)؛
    • و …

     

    نهایتاً، دو نکته:

    اول اینکه، قطعاً بسته به نوع محصول و بر اساس شناختی که از محصول، بازار، رقبا و مشتریان پیدا می کنیم قبل از عزیمت به نشانی مشتریان مدنظر، این فهرست را به شکلی مناسب تدوین و تکمیل خواهیم کرد. محتوای چک لیست ما به مرور و با کسب تجربیات بیشتر، دقیق تر و مفید تر خواهد شد.

     

    ثانیاً، علی رغم اینکه عمده ی اشاره ی ما به فروش محصول بوده است، موارد مطرح شده برای بازاریاب و فروشنده ی خدمات هم قابل استفاده خواهد بود.

     


    این مقاله یکی از گفتارهای کتاب «بیست گفتار فروش و بازاریابی/ کتاب همراه فروشندگان و بازاریابان» من است که برای نقل در اینجا، کمی کوتاه شده است.


    شما که حتما به ارتقاء مهارتهای فروشندگان خود اهمیت می دهید،

    برای آموزش عملی مهارتهای فروش به آنها با «گروه مشاوره، آموزش و تحقیقات بازار خوشه چین» تماس بگیرید.